قرائت دفتر ۶ بخش ۴۵ - قصهٔ سلطان محمود و غلام هندو بیت ۱۴۲۳

M6:1423 — جاهل ار با تو نماید هم‌دلی / عاقبت زخمت زند از جاهلی

جاهل ار با تو نماید هم‌دلیعاقبت زخمت زند از جاهلی
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:1423

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر فردی نادان با تو ابراز هم‌دلی و همراهی کند، در نهایت از سرِ نادانی خود به تو زخم خواهد زد. معنا: مولانا هشدار می‌دهد که حتی اگر فردی نادان ظاهراً با شما ابراز محبت و همراهی کند، در پایان کار، همان نادانی‌اش برای شما آسیب‌زا خواهد شد.

شرح

من بر این باورم که مولانا در این بیت، سخنی بس عمیق و پرمغز دربارهٔ آسیب‌پذیری انسان از ناحیهٔ جهل و نادانی به میان می‌آورد. اینجا مسئله صرفاً فقدان دانش نیست؛ سخن از فقدان بصیرت، فقدان قوام شخصیت، و فقدان آن جوهری است که دوستی و هم‌دلی حقیقی را ممکن می‌سازد.

مولانا در این بیت به ما می‌آموزد که هم‌دلی و مودتِ جاهل، سرابی بیش نیست. جاهل، یعنی کسی که نه تنها از معرفت تهی است، بلکه به معنای عمیق‌تر، از «خود» خویش نیز بی‌خبر است. چنین کسی «دوآلت دارد»؛ یعنی شخصیتی واحد و باثبات ندارد. او همچون موجودی «خنثی» یا به تعبیر امروزی «بایسکشوال» است که می‌تواند خود را به هر رنگ و بویی درآورد؛ امروز به شما ابراز ارادت می‌کند و فردا به دیگری سخنی دیگر می‌گوید. این صفت «بوقلمون‌صفت» بودن، ویژگی بارز جاهل است که همواره خود را با محیط تطبیق می‌دهد، نه آنکه از اصالت درونی برخاسته باشد.

این جاهلی که مولانا از آن سخن می‌گوید، ممکن است از سر قصد بد نباشد. یعنی فرد جاهل لزوماً دشمنی ندارد و نمی‌خواهد به شما آسیب بزند، اما همان نادانی و بی‌خبری او، همچون تیغی ناخودآگاه، به شما زخم می‌زند. او فرق صلاح و فساد، خیر و شر، و مصلحت و مفسدت را چنان که باید نمی‌داند. بنابراین، حتی اگر به گمان خودش در حق شما خوبی می‌کند، این عمل از سر جهل اوست که عاقبت خوشی به بار نمی‌آورد.

من این بیت را در ردیف همان هشداری می‌دانم که مولانا پیش‌تر داده است: «گرگ اگر بره، پیش گرگ امانت می‌نهی / گرگ و یوسف را مفرما همرهی». یا در جایی دیگر می‌گوید: «گرگ اگر با تو نماید روبهی / این مکن باور که ناید زو بهی». جاهل در لباس هم‌دلی، همان گرگی است که نقاب روباهی بر چهره نهاده. نمی‌توان از چنین موجودی انتظار نیکی راستین داشت، زیرا «کار خوب از او برنمیاد» و آنچه از او سر می‌زند، محصول آن «دوآلت» یا دو شخصیتی بودن اوست که بی‌گمان «فعل هر دو بی‌گمان پیدا شود». رفتار او بی‌ثبات و غیرقابل اعتماد است و این عدم ثبات، خود منشأ آسیب است.

بی‌تردید سعدی نیز در این زمینه هم‌نظر است، آنجا که چنین موجودات بی‌شخصیت و متغیری را «هیچ‌کس» می‌خواند. همان‌طور که می‌فرماید: هر که هر بامداد پیش کسی‌ست هر شبانگاه در سرش هوسی‌ست این توصیف، شرح دقیق حال جاهل مولاناست که به رنگ محیط درمی‌آید و اصالت و قوامی ندارد. مولانا به ما می‌آموزد که در روابط خود، به عمق شخصیت و ریشه‌های معرفتی افراد بنگریم، نه به ظاهرِ زودگذرِ هم‌دلی‌شان. این هشداری است برای دانشوران و خردمندان که از «جاهل» بترسند، زیرا دوستی «شیرین‌سخن» او، همچون «سم کهن» است که در درازمدت تباهی می‌آورد. حاصل این دوستی «جز غم و حسرت» نخواهد بود.

نکات کلیدی

  • هم‌دلی جاهل، سرابی بیش نیست و در بلندمدت آسیب‌زا خواهد بود.
  • جاهل فاقد شخصیت واحد و پایدار است؛ او «دوآلت دارد» و بی‌ثبات است.
  • آسیبی که از جاهل می‌رسد لزوماً ناشی از بدخواهی نیست، بلکه از جهل و بی‌بصیرتی اوست.
  • ظاهرِ شیرین‌سخن و هم‌دلِ جاهل، نقابی است برای بی‌مایگی درونی؛ همچون «سم کهن» عمل می‌کند.
  • شناخت افراد بر اساس عمق معرفت و قوام شخصیت‌شان ضروری است، نه صرفاً بر اساس ابراز احساسات زودگذر.

Sources: d6-s29 · 00:27:27 d6-s29 · 00:30:13

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.