قرائت دفتر ۶ بخش ۴۵ - قصهٔ سلطان محمود و غلام هندو بیت ۱۴۲۹

M6:1429 — حاصل آنک از هر ذکر ناید نری / هین ز جاهل ترس اگر دانش‌وری

حاصل آنک از هر ذکر ناید نریهین ز جاهل ترس اگر دانش‌وری
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:1429

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: حاصل آنکه از هر گفتار و ذکری، مردانگی و راستی برنمی‌آید؛ پس اگر اهل دانشی، از شخص نادان و جاهل بترس.معنا: این بیت به ما هشدار می‌دهد که نه هر سخنی ارزش دارد و نه هر گوینده‌ای قابل اعتماد است؛ باید از دوستی و همراهی با جاهلان که ظاهری دل‌پذیر و باطنی فریبنده دارند، دوری کنیم.

شرح

مولانا در این بیت و ابیات پیش و پس از آن، دربارهٔ ویژگی‌های جاهل، منافق و قرین بد سخن می‌گوید. او جاهل را موجودی «دوآلت» یا «خنثی» تصویر می‌کند که بی‌شخصیت یا دو شخصیتی است. این شخص فاقد یک هویت ثابت و قاطع است؛ هر دم به رنگی درمی‌آید، امروز یک چیز می‌گوید و فردا چیز دیگر، به مانند کسی که مولانا او را نرماده می‌خواند، یعنی نه مرد است و نه زن، و در هر موقعیتی می‌تواند خود را به شکلی متفاوت بنمایاند. این فقدان ثبات و یکپارچگی شخصیت، او را به «هیچ‌کس»ی بدل می‌کند، همان‌طور که سعدی نیز چنین کسانی را «هیچ‌کس» می‌نامد و می‌گوید: «هر که هر بامداد پیش کسی‌ست / هر شبانگاه در سرش هوسی‌ست با تو گوید که این تویی امروز / که مرا مونسی و هم‌نفسی‌ست باز با دیگری همین گوید / کین جهان بی‌تو بر دلم قفسی‌ست هر کجا دیدی این‌چنین کس را / التفاتش مکن که هیچ‌کسی‌ست»

من می‌گویم این نفاق و بی‌شخصیتی، اصلی‌ترین خصیصهٔ جاهل از نظر مولاناست. وقتی می‌گوید: «حاصل آن کز هر ذکر ناید نری»، منظورش این است که هر گفتار و هر هم‌نشینی، منجر به پدید آمدن مردانگی، شجاعت، صراحت و یکپارچگی شخصیت نمی‌شود. بلکه از گفتار و همراهی با چنین افراد دو رویی، جز سستی و تزلزل نصیب انسان نمی‌شود. «نری» در اینجا به معنای راستی و قاطعیت در شخصیت است، در مقابل بی‌ثباتی و تلون جاهل. از این رو، مولانا بلافاصله هشدار می‌دهد: «هین ز جاهل ترس اگر دانش‌وری». این ترسی که مولانا توصیه می‌کند، نه از ضعف و زبونی ما، بلکه از هوشمندی و شناخت ما از طبیعت مسموم جاهل برمی‌خیزد.

من بر این باورم که مولانا در اینجا تأکید می‌کند که حتی مهربانی‌ها و دوستی‌های جاهل نیز فریبنده است و باید از آن حذر کرد. او در ابیات بعدی می‌گوید: «دوستی جاهل شیرین‌سخن / کم شنو کان هست چون سم کهن»، و ادامه می‌دهد: «جان مادر، چشم روشن گویدت / جز غم و حسرت از آن نفزایدت». این سخنان شیرین و ظاهر فریبنده، همانند سم مهلکی است که به تدریج اثر می‌کند و جز اندوه و حسرت به بار نمی‌آورد. مثال مادر نادانی که از سر دلسوزی جاهلانه، مانع مدرسه رفتن فرزندش می‌شود، دقیقاً همین نکته را روشن می‌کند؛ گاهی نیک‌خواهی‌های جاهلانه از آسیب‌رسانی تعمدی دشمن نیز خطرناک‌تر است. به همین دلیل، ضرب‌المثل قدیمی «سیلی بابا به از حلوای او»، حکایت از این دارد که مواجهه با حقیقت تلخ و ناخوشایند از سوی یک انسان دانا، بسیار باارزش‌تر و نافع‌تر از فریب‌های شیرین و تباه‌کنندهٔ جاهلان است.

نکات کلیدی

  • ماهیت دوگانه و بی‌ثبات جاهل و منافق را بشناسید.
  • مردانگی و صراحت (نری) در کلام و عمل، مقابل نفاق و بی‌شخصیتی است.
  • از دوستی‌های سطحی و سخنان شیرین جاهل‌صفتان حذر کنید، زیرا همچون زهر پنهان عمل می‌کنند.
  • دانش و آگاهی، ابزاری است برای شناخت و پرهیز از آسیب جاهلان.
  • حقیقت تلخ و واقع‌بینانه از فریب‌های دلنشین اما مخرب، بسیار باارزش‌تر است.

Sources: d6-s29 · 00:30:13 d6-s29 · 00:32:38

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.