قرائت دفتر ۶ بخش ۸۶ - تدبیر کردن موش به چغز کی من نمی‌توانم بر تو آمدن به وقت حاجت در آب میان ما وصلتی باید کی چون من بر لب جو آیم ترا توانم خبر کردن و تو چون بر سر سوراخ موش‌خانه آیی مرا توانی خبر کردن الی آخره بیت ۲۶۶۷

M6:2667 — من بدین وقت معین ای دلیر / می‌نگردم از محاکات تو سیر

من بدین وقت معین ای دلیرمی‌نگردم از محاکات تو سیر
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:2667

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: من، ای دلیر، به این وقت معین و محدود از بازگویی و حکایت تو سیر نمی‌شوم (و اشتیاق بیشتری دارم). معنا: موش (نماد تن) به قورباغه (نماد جان) می‌گوید که وقت‌های کوتاه و معین ملاقات و بازگویی حالات، برای فرونشاندن عطش او کفایت نمی‌کند و او تشنه‌ی وصال و گفتگویی دائم است.

شرح

«من بدین وقت معین ای دلیر / می‌نگردم از محاکات تو سیر»

این بیت، از زبان موش (که در این تمثیل، نماد تن خاکی است) خطاب به قورباغه (که نماد جان و عالم روحانی است) بیان می‌شود و خود، تجلی‌گاه ناله و بی‌قراری مولاناست. موش از محدودیت زمان و کیفیتی که برای ارتباط با قورباغه تعیین شده، گلایه می‌کند. می‌گوید: «ای دلیر، با این فرصت‌های کوتاه و معین که تو به من می‌دهی تا از دور صدای تو را بشنوم یا تو از دور خبر من را بگیری، هرگز عطش من فرو نمی‌نشیند و از این محاکات تو سیر نمی‌گردم.»

واژه «محاکات» در اینجا جای تأمل دارد. گرچه ظاهراً به معنای حکایت کردن یا نقل داستان دوطرفه است، اما در ادب عربی و فلسفه یونانی (که مولانا بی‌شک با آن آشنا بود)، «می‌مسیس» (mimesis) یا محاکات به معنای تقلید، بازنمایی یا نقش بستن تصویری از چیزی است. همانند صورت شما که در آب منعکس می‌شود؛ آب «محاکات» صورت شما را می‌کند. یا هنرمندی که نقشی را از طبیعت می‌کشد، محاکات می‌کند. این معنا نشان می‌دهد که سطح ارتباط مورد اشاره در این بیت، نه وصال مستقیم و کامل، بلکه نوعی انعکاس، بازگویی یا تقلیدِ دورادور است که برای عاشق شیدا کافی نیست.

مولانا در این نقطه، داستان موش و قورباغه را کنار می‌نهد و این ناله‌ی موش را به ناله‌ی عاشقانِ حق بدل می‌کند. او می‌گوید این مجال تنگ و ارتباط محدود، رسم گفتگوی عاشقان نیست. همین‌جاست که مولانا از پنج نماز در اوقات معین می‌گوید که برای عامه‌ی مردم فریضه و رهنمون است، اما برای عاشقان که «فی صلات دائمون» هستند، این مینیمم کافی نیست. خمار وصل آن‌ها با پنج نوبت آرام نمی‌گیرد. جان صادقان «سخت مستسقی» است، یعنی سخت تشنه است، همچون ماهیان که بی‌دریا تاب ندارند و آب این دریای هائل (گسترده) نیز برای خمار آن‌ها تنها جرعه‌ای است.

پس این بیت، اعتراض به کیفیت و کمیتِ محدودِ ارتباط است. گویی مولانا می‌گوید آن ارتباط معین و قالبی که دین برای بندگان عادی خود مقرر کرده، برای جان‌های عاشق و تشنه، تنها یک «محاکات» است، یک بازنمایی دورادور از وصال، نه خود وصال. او به دنبال ارتباطی بی‌حد و زمان است، حضوری دائمی که هرگز از آن سیر نمی‌گردد، نه «وقت معین» و نه «محاکاتی» که عطش را فروننشاند.

نکات کلیدی

  • بیت، ناله‌ای از زبان موش (نماد تن) به قورباغه (نماد جان) است که عطش دائمی برای وصال را بیان می‌کند.
  • «وقت معین» برای ارتباط، نشان‌دهنده نارضایتی از تعاملات محدود و قالبی است.
  • واژه «محاکات» به معنای تقلید، بازنمایی یا انعکاس است که برای جان عاشق کفایت نمی‌کند؛ عاشق وصال حقیقی می‌جوید.
  • مولانا این بیت را پلی می‌کند برای بیان بی‌قراری عاشقان الهی که نمازهای پنج‌گانه برای آن‌ها کمترین است، و خواستار «فی صلات دائمون» هستند.
  • این بیت تاکید بر این دارد که برای جان‌های تشنه، هیچ حد و مرزی برای ارتباط و ذکر محبوب وجود ندارد و هیچ‌گاه از آن سیر نمی‌شوند.

Sources: d6-s62 · 01:14:48 d6-s62 · 01:52:48 d6-s62 · 02:20:48

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.