قرائت› دفتر ۶› بخش ۹۳ - داستان آن مرد کی وظیفه داشت از محتسب تبریز و وامها کرده بود بر امید آن وظیفه و او را خبر نه از وفات او حاصل از هیچ زندهای وام او گزارده نشد الا از محتسب متوفی گزارده شد چنانک گفتهاند لیس من مات فاستراح بمیت انما المیت میت الاحیاء› بیت ۳۰۱۶
M6:3016 — گر بدادی تشنه را بحری زلال / در کرم شرمنده بودی زان نوال
M6:3016
شرحِ سروش — برگرفته از درسگفتارهای ضبطشدهٔ مثنوی او
این متن بر پایهٔ سخنرانیهای ضبطشدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.
ترجمه و معنا
ترجمه به فارسی روان: اگر این محتسب به تشنهای دریایی زلال میبخشید، از بزرگی کرم خود باز هم از آن بخشش شرمنده میشد (که کم داده است). معنا: این بیت نهایت سخاوت و گشادهدستی فردی را توصیف میکند که هر چقدر هم ببخشد، باز هم خود را در برابر کرمش شرمنده میبیند که کمتر از شایستگی بخشیده است.
شرح
من این بیت را در سیاق داستانی از محتسب تبریز، بدرالدین عمر، تفسیر میکنم؛ شخصیتی که مولانا او را تجسمی از سخاوت و کرم بیحد و حصر میبیند. مولانا میگوید که این محتسب، «به دل بحر آمده»، یعنی دلی به وسعت دریا داشت. این تعبیر، بیشک مرا به یاد آن تصویر مرکزی از خود مولانا میاندازد که در آغاز سخنانم آوردم: «بحرصفت بود، بحر شعار بود». گویی که در اینجا مولانا تصویر یک انسان نمونه را میکشد که تجلیگاه صفتی الهی است.
این بیت نشان میدهد که کرم حقیقی، نه تنها در میزان بخشش، بلکه در نگرش بخشنده نهفته است. محتسب داستان ما، اگر حتی یک دریای زلال را به تشنهای میبخشید، باز هم از آن «نوال» یا بخشش خود شرمنده بود. چرا؟ نه به این دلیل که بخشش او واقعاً کم بود، بلکه از آن رو که کرم او آنچنان بیکران و بیکران بود که هر عطایی، حتی اگر به عظمت یک دریا باشد، در مقابل دریای بیانتهای سخاوت درونی او، اندک و ناچیز مینمایاند. این شرمساری، نشانهٔ تکبر نیست؛ بلکه از کمال گشادهدستی و فتوّت برمیخیزد. کسی که دلش اقیانوسصفت است، هر قطرهای را که میبخشد، در برابر وسعت بیمنتهای خود، خرد میشمارد.
این حالت، فراتر از سخاوتهای معمولی است که در آن بخشنده انتظار قدردانی دارد یا از بخشش خود احساس افتخار میکند. این حالت، همان مقام نابی است که مولانا در جای دیگر، از آن سخن میگوید که انسان باید از شکر و گله نیز فراتر رود، چرا که هر دو مستلزم نوعی دوری و دوگانگی است. اینجا نیز، محتسب از مرحلهٔ رضایت از بخشش گذشته و به مرتبهای رسیده که عظمت کرم او، خودش را در شرمساری از «کمدادگی» متجلی میسازد. این یک درس عمیق اخلاقی است: آن که بخشش را از سر تکلیف یا توقع انجام دهد، سخاوتمند است؛ اما آن که بخشش او چنان بیحد و مرز است که خود را در مقابل عظمت آن ناتوان میبیند، او به وادی کرم الهی پا نهاده است. او مانند دریاست که اگر تمامی خود را به ساحل بسپارد، باز هم احساس میکند چیزی از عظمتش نکاسته است.
نکات کلیدی
- کرم حقیقی بیانتهاست؛ هر قدر هم ببخشد، باز خود را شرمندهٔ کمکاری میبیند.
- محتسب با دلی «بحرآمده» تجلیگاه سخاوت بیکران و الهی است.
- شرمندگی از کمدادن، نشانهای از نهایت گشادهدستی و عدم غرور بخشنده است.
- سخاوت واقعی فراتر از توقع قدردانی یا افتخار به بخشش است.
- این بیت الگویی از مقام والای انسانی است که خود را در برابر کرم بیکران الهی ناچیز میبیند.
Sources: d6-s68 · 00:34:12 d6-s68 · 00:35:20 d6-s68 · 00:37:37 d6-s68 · 00:38:43
This text was reconstructed from Dr. Abdolkarim Soroush's recorded Masnavi lectures. It has not been reviewed and approved by him.
Translation & meaning
Translation: Should he give a thirsty one a pure, fresh sea, He'd feel ashamed of that gift, in his generosity. Meaning: This verse describes a person of such immense generosity that even if they were to bestow an entire pristine sea upon a thirsty soul, they would still feel a profound shame, deeming their colossal gift insufficient.
Explanation
I interpret this verse within the narrative of the muḥtasib (market inspector) of Tabriz, Badruddin Omar, whom Mowlana portrays as the very embodiment of boundless generosity and grace. Mowlana describes this muḥtasib as having a “heart that had become a sea” (ba dil baḥr āmade). This phrase, without doubt, evokes the central image I used to initiate my discourse on Mowlana himself: “he was sea-like, adorned by the sea.” It is as if Mowlana, here, draws the portrait of an exemplary human being, a locus of divine attributes.
This verse reveals that true generosity resides not merely in the extent of the gift, but in the attitude of the giver. The muḥtasib of our tale, even if he were to bestow a pristine, fresh sea upon a thirsty soul, would still feel ashamed (sharmande) of his own “nawāl” (gift or provision). Why? Not because his gift was truly meager, but because his benevolence was so vast and limitless that any offering, even one as immense as a sea, would appear slight and insignificant compared to the endless ocean of his inner generosity. This shame is not a sign of arrogance; rather, it springs from the perfection of his open-handedness and chivalry (futuvvat). One whose heart is oceanic in nature regards every drop he gives as paltry in comparison to his own infinite vastness.
This state transcends ordinary acts of generosity, where the giver might expect gratitude or feel pride in their giving. This is that pure station of which Mowlana speaks elsewhere, where one must move beyond even thanks and complaint, for both imply a form of distance and duality. Here, too, the muḥtasib has passed beyond the stage of contentment with his giving and has reached a level where the magnitude of his own grace manifests itself in a shame of having given “too little.” This is a profound ethical lesson: one who gives out of duty or expectation is generous; but one whose giving is so boundless that they feel powerless before its own grandeur, has entered the realm of divine generosity. He is like the sea, which, even if it yielded its entire being to the shore, would still feel that nothing of its majesty had diminished.
Key takeaways
- True generosity is boundless; no matter how much is given, the giver feels ashamed of its perceived inadequacy.
- The muḥtasib with his 'sea-like heart' embodies divine, limitless benevolence.
- Feeling shame for giving 'too little' signals the utmost open-handedness and absence of ego in the giver.
- Authentic generosity transcends the expectation of gratitude or pride in the act of giving.
- This verse models a lofty human station that perceives itself as insignificant before the infinite divine grace.
Sources: d6-s68 · 00:34:12 d6-s68 · 00:35:20 d6-s68 · 00:37:37 d6-s68 · 00:38:43
به زبانِ تو — AI
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.