قرائت دفتر ۶ بخش ۹۴ - آمدن جعفر رضی الله عنه به گرفتن قلعه به تنهایی و مشورت کردن ملک آن قلعه در دفع او و گفتن آن وزیر ملک را کی زنهار تسلیم کن و از جهل تهور مکن کی این مرد میدست و از حق جمعیت عظیم دارد در جان خویش الی آخره بیت ۳۰۴۸

M6:3048 — لیک جمعیت ندارد جان موش / بجهد از جانش به بانگ گربه هوش

لیک جمعیت ندارد جان موشبجهد از جانش به بانگ گربه هوش
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:3048

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اما جان موش جمعیت ندارد و از جان او با بانگ گربه، هوش می‌گریزد و می‌پرد.

معنا: این بیت بیانگر آن است که کثرت عددی به تنهایی قدرت نمی‌آورد؛ جان موش‌ها فاقد همدلی و انسجام درونی است، از این رو با یک صدای ساده گربه، ترس بر آن‌ها غلبه کرده و هوششان زایل می‌شود.

شرح

این بیت در ادامهٔ تمثیلی می‌آید که مولانا از لشکر موشان در برابر گربه می‌آورد تا از مفهوم عمیق «جمعیت» پرده بردارد. من این را در سخنرانی‌هایم بارها تکرار کرده‌ام که «جمعیت» به معنای گرد آمدن ظاهری اجسام نیست، بلکه به معنای وحدت دل‌ها و انسجام روح‌هاست؛ چیزی که در فارسی می‌توانیم آن را «همدلی» یا «یکپارچگی درونی» بنامیم. این جمعیت حقیقی در جان موشان نیست.

من می‌گویم: اگر در جان موشان، آن جمعیت و همدلی واقعی وجود می‌داشت، آن‌ها از غیرت و حمیت گرد هم می‌آمدند و چون فدائیان، حملهٔ بی‌درنگ و بی‌مهلتی به گربه می‌بردند. یکی با ضربه چشم گربه را کور می‌کرد، دیگری با دندان نیشش گوش او را می‌درید، و سومی پهلویش را سوراخ می‌کرد، چنانکه گربه راه فراری نمی‌داشت. این نشان می‌دهد که در نظر مولانا، قدرت واقعی در کثرت عددی نیست؛ هزاران موش، حتی صد هزار موش، بدون جمعیت درونی، در برابر یک گربهٔ عیار چون عدم‌اند.

مولانا تأکید می‌کند که جمعیت ظاهری، صرفاً یک «فشار» یاوه است. همانطور که گفتم، اسم‌ها و اجسام «بر باد» اند و بنیانی ندارند. یعنی اعتبار واقعی و ذاتی از آنِ یکپارچگی روحی است. همان‌گونه که قصاب از انبوهی گوسفندان نمی‌ترسد، یا انبوهی هوش و بیداری در برابر لشکر خواب مغلوب می‌شود، کثرت جسمانی هرگز بر جمعیت معنوی فائق نمی‌آید. این «مالک‌الملک» است که به شیر این جمعیت و صولت را می‌دهد تا بر گلهٔ گورخران حمله کند، همان‌گونه که به یوسفی «مزن» مانند، زیبایی و حسن می‌بخشد تا همچون باران الهی، بر جان‌ها ببارد. این جمعیت، عطای الهی است، نه حاصل از اجتماع فیزیکی.

بنابراین، این بیت نه‌فقط در مورد موش و گربه، بلکه در مورد انسان‌ها و جوامع انسانی نیز صادق است. جان انسان‌ها نیز اگر از جمعیت روحی بی‌بهره باشد، در برابر هر بانگی از ترس و وهم، هوش و خرد خود را از دست می‌دهد. این یک هشدار است که برای پیروزی بر هراس‌ها و چالش‌ها، باید به جای تکیه بر کثرت ظاهری، به دنبال وحدت و یکپارچگی درونی باشیم؛ و این وحدت، امری است قلبی و معنوی، عطیه‌ای از جانب حق.

نکات کلیدی

  • قدرت حقیقی نه در کثرت عددی، که در وحدت و یکپارچگی درونی است.
  • بی‌انسجامی روحی باعث می‌شود هوش و خرد در برابر کوچکترین هراس‌ها زایل شود.
  • مولانا «جمعیت» را همدلی و انسجام روحی می‌داند، نه صرفاً گرد آمدن اجسام.
  • موشانِ بی‌جمعیت، نماد کسانی‌اند که با وجود کثرت، در برابر یک تهدید کوچک، هوش خود را می‌بازند.
  • وحدت و حمیت درونی است که می‌تواند ترس را به شجاعت فدایی‌گونه بدل کند.
  • جمعیتِ معنایی و قلبی، عطیه‌ای الهی است که باید در طلب آن بود.

Sources: d6-s68 · 00:57:48 d6-s68 · 01:00:14 d6-s68 · 01:02:34

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.