قرائت دفتر ۶ بخش ۹۶ - باخبر شدن آن غریب از وفات آن محتسب و استغفار او از اعتماد بر مخلوق و تعویل بر عطای مخلوق و یاد نعمتهای حق کردنش و انابت به حق از جرم خود ثُمَّ الَّذینَ کَفَروا بِرَبِّهِمْ یَعْدِلونَ بیت ۳۱۵۸

M6:3158 — بلک باید دل سوی بی‌سوی بست / نحس این سو عکس نحس بی‌سو است

بلک باید دل سوی بی‌سوی بستنحس این سو عکس نحس بی‌سو است
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:3158

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: بلکه باید دل را به سوی آن مبدأ بی‌جهت و بی‌مکان بست؛ چرا که نحوست و بدشگونی این عالم، تنها بازتاب و سایه‌ای است از قهر و جلال آن بی‌سو (مبدأ متعالی). معنا: این بیت ما را فرامی‌خواند که از تمرکز بر ظواهر و نقایص جهان فانی و رنج‌های این‌جهانی دست برداریم و به مبدأ و سرچشمه حقیقی هستی، یعنی بی‌سوی مطلق، روی آوریم؛ زیرا هرچه در این جهان به صورت نحوست و زشتی می‌بینیم، سایه و بازتابی از آن سرچشمه نادیدنی است که حتی صفات قهر نیز از آن برمی‌خیزد.

شرح

مولانا در این بیت، که در ادامهٔ داستان تمثیلی شیر و خرگوش می‌آید، درس عمیقی از معرفت‌شناسی و روان‌شناسی وجودی به ما می‌آموزد. او پیش از این شرح داده که چگونه شیر، عکس خود را در آب چاه می‌بیند و به گمان آنکه شیری دیگر است، با آن می‌جنگد و خود را نابود می‌کند. این است تمثیل انسان خودبینی که با سایه‌ها و فرافکنی‌های خویش در عالم می‌جنگد، غافل از آنکه ریشهٔ مشکل در درون اوست.

من قویاً معتقدم که مولانا در اینجا دو لایهٔ معنایی را همزمان در نظر دارد. نخست، آنچه از نحوست و عداوت و کج‌بینی در این عالم می‌بینیم، در بسیاری از موارد، «عکس» و فرافکنی بدی‌های خود ماست. ما بدی‌های خود را به دیگران نسبت می‌دهیم، در حالی که دیگران همچون آینه‌ای، زشتی‌های باطنی ما را به ما نشان می‌دهند. اگر تو در چاه دنیا عکس نحسی می‌بینی، باید بدانی که این عکس، از آن سوی چاه و از خود توست. اینکه ما کین‌توزی می‌کنیم، یا جهان را کج می‌بینیم، دلیلش این نیست که جهان واقعاً کج است؛ بلکه به این معناست که خود ما کج‌بین شده‌ایم. مولانا هشدار می‌دهد: «موی کج چون پرده گردون شود / گر همه اجزات کج شد چون شود». یک تار موی کج می‌تواند پرده‌ای بر آسمان باشد؛ حال اگر کل وجود ما کج‌بین باشد، کل عالم را کج خواهیم دید.

اما لایهٔ عمیق‌تر، اشاره به «صفات قهر» الهی است. خداوند، هم صفات جمالی دارد و هم صفات جلالی و قهری. آنچه در این عالم به صورت نحوست، سختی، یا بلا جلوه می‌کند، تجلیات جلالیه‌اند که از سرچشمهٔ حقیقی هستی، یعنی «بی‌سو»، برمی‌خیزند. این «نحس این سو»، یعنی نحسی که ما در این عالم صورت و ماده می‌بینیم، صرفاً بازتابی است از قهر و جلال «بی‌سو». نباید گمان کرد که بی‌سو، خود «نحس» است، بلکه بی‌سو منبع تمامی صفات است و هرچه در این عالم به صورت زشتی یا نقص می‌نماید، جلوه‌ای از آن کلّیتِ مطلق است که ورای نیک و بدِ محدود ماست. همچنان که زیبایی و لطف نیز از همان بی‌سو می‌آید.

پس راه چاره چیست؟ «بلک باید دل سوی بی‌سوی بست». باید دل از این عالم کثرت و فرافکنی، از این عالم سایه‌ها و صورت‌ها، دل برکنیم و به مبدأ حقیقی هستی، به آن حقیقت مطلق که ورای هر جهت و مکان است، روی آوریم. کسانی که نحوست را در ستارگان می‌بینند و برای رفع آن «خاک بر آب می‌ریزند»، در واقع به سایه حمله‌ور می‌شوند و اصل را رها می‌کنند. این کاری بی‌ثمر است؛ چرا که ستارهٔ نحس همچنان در آسمان است و باید ریشه‌یابی را در اصل جست، نه در فرع و سایه. عطای بی‌سو، بخشش بی‌کران خداوندی، «عکس آن داد است اندر پنج و شش» (این عالم شش‌جهته). یعنی هر لطف و خیری که در این عالم می‌بینی، تنها پرتوی است از عطای بی‌کران الهی که ماندگار است، بر خلاف بخشش‌های فانی این‌سویی که «گر بود داد خسان افزون ز ریگ / تو بمیری و آن بماند مرده‌ریگ». اصل‌بینی، کلید رهایی از کج‌بینی و درک حقیقت این عالم است.

نکات کلیدی

  • بدی‌هایی که در دیگران می‌بینیم، غالباً فرافکنی و بازتابی از نقایص درونی خود ماست.
  • این عالم کثرت، همچون چاهی است که حقایق را در آن به صورت سایه و عکس می‌بینیم؛ باید به اصل ورای این سایه‌ها روی آورد.
  • نحوست‌های این جهانی و «صفات قهر» الهی، همگی از همان مبدأ مطلق و «بی‌سو» سرچشمه می‌گیرند که صفات جمالی نیز از آن برمی‌خیزند.
  • به جای مبارزه با جلوه‌ها و بازتاب‌های فرعی (نحس این سو)، باید دل را به سوی سرچشمهٔ اصلی و بی‌مکان هستی بست.
  • کج‌بینی ما سبب می‌شود که جهان را کج ببینیم؛ باید با اصلاح چشم درون، جهان را به اصل خود بازگردانیم.
  • عطای حقیقی و پایدار از «بی‌سو» می‌آید، نه از بخشش‌های فانی و محدود این‌جهانی.

Sources: d6-s70 · 27:09:00 d6-s70 · 25:28:00 d6-s70 · 28:30:00 d6-s70 · 29:10:00 d6-s70 · 30:00:00

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.