قرائت دفتر ۶ بخش ۹۸ - توزیع کردن پای‌مرد در جملهٔ شهر تبریز و جمع شدن اندک چیز و رفتن آن غریب به تربت محتسب به زیارت و این قصه را بر سر گور او گفتن به طریق نوحه الی آخره بیت ۳۳۱۵

M6:3315 — کو همان‌جا که امید مرد و زن / می‌رود در وقت اندوه و حزن

کو همان‌جا که امید مرد و زنمی‌رود در وقت اندوه و حزن
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:3315

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: کجاست آن‌جایی که امید همهٔ مردان و زنان، در هنگام اندوه و غم، به آن سو روانه می‌شود؟ معنا: این بیت به مقصد نهایی امید انسان‌ها در زمان سختی‌ها و غم‌ها اشاره دارد؛ یعنی همان سرچشمهٔ اصلی رحمت و قدرت الهی که دل‌ها به سوی آن می‌گرایند.

شرح

مولانا، این بیت را در ادامهٔ شرح سخنان وامدار می‌آورد که در پی صاحب مال خویش است و پیوسته «کو؟ کو؟» می‌کند. دکتر سروش با ارجاع به شعر خیام و فاخته، به واکاوی «کو گفتن» می‌پردازد. این «کو» در ظاهر پرسشی برای یافتن یک گم‌شده است، اما در نگاه عارف، به‌ویژه مولانا، این پرسشِ از کجا بودن، در نهایت به سرچشمهٔ اصلی هستی و منبع تمام صفات کمالی اشاره دارد.

مولانا صراحتاً برای این بیت می‌گوید: «آدمیان وقتی امید می‌برند به حل مشکلشون، به رفع حزن و اندوهشون، این امید جایگاه اصلی‌اش اونجاست. اون کو اون طرف است.» این سخن به این معناست که در اوج ناامیدی و غم، قلب انسان، خواه آگاهانه و خواه ناخودآگاه، به سوی آن مبدأ و منبع امید حقیقی می‌گردد. آن «کو» در حقیقت به «همانجا که صفات رحمت است، قدرت است و نزهت است و فطنت است» اشاره دارد؛ یعنی مکانی که صفات رحمت، قدرت، پاکی و زیرکی الهی در آن متجلی است. این همان سرچشمه‌ای است که دل و اندیشه، همچون شیر در بیشهٔ خود، بدان تعلق دارند و آرام می‌گیرند.

این حرکت درونی و فطری انسان به سوی مبدأ، یک مضمون بنیادین در مثنوی است که در ابیات دیگر نیز تکرار می‌شود. «کو» نه فقط در غم و اندوه، که در هر موقعیتی که انسان از جهان مادی ناامید می‌شود و نیازمند یاری است، تکرار می‌شود: در بیماری که چشم بر امید صحت می‌پرد، در دفع زشتی‌ها که باد یاری برای کشتی و کشتزار طلب می‌شود، و حتی آنگاه که دل اشاره‌ای می‌کند و زبان، ذکر «یاهو» بر زبان می‌راند. همهٔ این‌ها، به همان «کو»ی ازلی باز می‌گردد که تنها منبع حقیقیِ امید و گره‌گشایی است. مولانا در اینجا به ما نشان می‌دهد که هر جست‌وجویی در نهایت به آن یگانه حقیقت می‌رسد و این نه‌تنها یک حرکت ارادی، بلکه یک گرایش فطری در وجود انسان است.

نکات کلیدی

  • در اوج ناامیدی و غم، امید انسان ناخودآگاه به سمت منبع حقیقی رحمت و قدرت الهی کشیده می‌شود.
  • پرسش «کو؟» در ظاهر نشان از جست‌وجوی گمشده دارد، اما در باطن، طلب حقیقت و سرچشمهٔ تمام صفات کمالی هستی است.
  • مولانا «کو» را از یک واژهٔ عادی به یک جهت‌گیری روحانی تبدیل می‌کند که به مقصد نهایی و یگانهٔ هستی اشاره دارد.
  • تمام تمناهای بشری، از سلامت تا نجات از غرق، ریشه‌ای در امید به قدرت لایزال الهی دارد و از آن سرچشمه می‌گیرد.
  • حرکت به سوی منبع امید حقیقی، یک گرایش فطری در وجود انسان است که در هر شرایطی تجلی می‌یابد.

Sources: d6-s74 · 00:39:52

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.