قرائت دفتر ۶ بخش ۱۱ - مدافعهٔ امرا آن حجت را به شبههٔ جبریانه و جواب دادن شاه ایشان را بیت ۴۲۳

M6:423 — تا تو عالم باشی و عادل قضا / نامناسب چون دهد داد و سزا

تا تو عالم باشی و عادل قضانامناسب چون دهد داد و سزا
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:423

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تا زمانی که تو [ای خداوند] عالم باشی و قضای تو نیز عادل، چگونه می‌تواند [این قضا] داد و سزایی نامناسب بدهد؟ معنا: این بیت پرسشی خطاب به خداوند مطرح می‌کند که اگر او علیم و عادل است، پس کیفر و پاداش او هرگز نامناسب و ناعادلانه نخواهد بود. مولانا در اینجا بر عدل و علم الهی تأکید کرده و پیامدهای اعمال را ذاتی آن‌ها می‌شمارد.

شرح

این بیت، که در دفتر ششم مثنوی جای گرفته است، به غایت مهم است، چرا که مولانا در اینجا، به‌ویژه در سال‌های پایانی عمر شریفش، کفهٔ اختیار را سنگین می‌کند و حجتی قاطع بر آزادی ارادهٔ انسان می‌آورد. من معتقدم که مولانا در اینجا در پی اثبات «جزای ذاتی اعمال» است. یعنی مجازات و پاداش اعمال ما، امری قراردادی و بیرونی نیست، بلکه حقیقتی است که از دل خود فعل برمی‌آید؛ معلولی است که از علت خود جدایی ندارد.

پرسش مولانا از یک سو به عالم‌بودن خداوند و از سوی دیگر به عادل‌بودن قضای الهی نظر دارد. اگر خدا، عالم مطلق است و قضا (تقدیر و حکم او) نیز عین عدل است، چگونه ممکن است که داد و سزایی نامتناسب و ناروا از او صادر شود؟ این خود دلیلی است بر اینکه آنچه به ما می‌رسد، محصولِ عدل و علم الهی است و درخورِ عمل ماست.

نکتهٔ کلیدی که مولانا پیش از این بیت مطرح می‌کند و این بیت به آن گره می‌خورد، این است که «فعل را در غیب صورت می‌کنند». یعنی هر عملی که ما انجام می‌دهیم، در عالم غیب صورتی خاص به خود می‌گیرد که همین صورت، مجازات یا پاداش آن را در بر دارد. به تعبیر دیگر، پیوند میان عمل و جزای آن، پیوندی قراردادی نیست، بلکه پیوندی حقیقی و ذاتی است که از علم غیب الهی سرچشمه می‌گیرد. خداوندِ غیب‌دان، این تصویر و تدبیر را در دل «شحنه» (حاکم و داور انسانی) می‌افکند. یعنی وقتی حاکم انسانی برای دزدی، حکم به دار زدن می‌دهد، این حکم فقط یک قرارداد بشری نیست؛ بلکه الهامی الهی است که صورت غیبی فعل دزدی را به مجازات متناسبش پیوند می‌دهد.

اگر حاکمان بشری، با الهام الهی و از طریق بصیرت، می‌توانند چنین قضاوت‌های عادلانه‌ای کنند، «چون کند حکم احکم این حاکمین؟» یعنی خداوند که خود «احکم‌الحاکمین» است، و علم و عدلش بی‌حد و نهایت است، چگونه ممکن است حکمی ناعادلانه صادر کند؟ اینجاست که می‌بینیم مولانا به ما می‌آموزد که رنج‌هایی که به ما می‌رسد را باید محصول «بد کردنی» خود بدانیم، نه «بخت». «بد ز فعل خود شناس از بخت نی». این بیت قاطعانه ما را از نسبت‌دادن رنج‌ها به سرنوشت کور یا بدشانسی باز می‌دارد و بر مسئولیت تمام و کمال ما در قبال اعمالمان تأکید می‌کند. این پیامی است برای آنکه خود را متهم داریم و با عدل الهی آشتی کنیم، چرا که هر آنچه از او می‌رسد، عین عدل است.

نکات کلیدی

  • عدل و علم الهی، ضامن مناسبت پاداش و کیفر با عمل است.
  • مجازات اعمال امری قراردادی نیست؛ بلکه جزای ذاتی است که از خود فعل برمی‌خیزد.
  • اعمال در عالم غیب صورتی می‌یابند که پاداش یا کیفر آن‌ها در آن نهفته است.
  • داوری‌های عادلانهٔ بشر، الهامی از علم و عدل الهی است.
  • مسئولیت کامل اعمال با خود انسان است؛ رنج‌ها را نباید به بخت یا قضا نسبت داد.

Sources: d6-s10 · 00:30:19 d6-s10 · 00:35:06

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.