قرائت دفتر ۶ بخش ۱۶ - حواله کردن مرغ گرفتاری خود را در دام به فعل و مکر و زرق زاهد و جواب زاهد مرغ را بیت ۵۸۵

M6:585 — وان یکی بی‌کار و رو در لامکان / که از آن سو دادیش تو قوت جان

وان یکی بی‌کار و رو در لامکانکه از آن سو دادیش تو قوت جان
✦ ارائهٔ این بیت به فارسی

M6:585

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از درس‌گفتارهای ضبط‌شدهٔ مثنوی او

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن دیگری که بی‌کار است و رو به جهان بی‌مکان دارد، کسی است که تو (ای پروردگار) قوت جانش را مستقیماً از آن سو (از عالم غیب) به او دادی. معنا: این بیت دربارهٔ کسانی سخن می‌گوید که از کارهای دنیوی فارغ شده و روی به عالم بی‌جایگاه و ملکوت دارند، و قوت و غذای جانشان را بی‌واسطه از جانب خداوند دریافت می‌کنند.

شرح

در این بیت، مولانا از قبله‌های گوناگون آدمیان در این عالم سخن می‌گوید. برخی را قبله جولاهگی و بافندگی است، برخی دیگر برای نان و نام، پاسبانی می‌کنند. اما در این میان، او به کسانی اشاره می‌کند که به ظاهر «بیکار»اند؛ نه کار دنیوی رایجی دارند، نه خود را به اسباب و علل معمول رزق و روزی مشغول کرده‌اند. این «بیکاری»، نه از سر بطالت، که از سر اشتغال کامل به یک کار واحد است: رو کردن به «لامکان»، به عالم بی‌جا و مکان، که همان عالم قدس الهی است. اینان کسانی هستند که مولانا آن‌ها را می‌پسندد و می‌ستاید. قوت جان و رزق روح خود را بی‌واسطه از دست حق می‌گیرند و به هیچ کار دیگری جز حق مشغول نیستند. مولانا در جای دیگری می‌فرماید: «کار او دارد که حق را شد مرید / بهر کار او ز هر کاری برید.» آن‌ها همهٔ کارهای دیگر را برای یک کارِ اصلی رها کرده‌اند. این همان نکته‌ای است که حضرت عیسی در انجیل لوقا به مارتا، که مشغول ده‌ها کار برای پذیرایی بود، در مقابل مریم که فقط پای صحبت او نشسته بود، گوشزد کرد: «مارتا، تو برای کارهای بسیاری جوش می‌زنی، اما مریم بهترین کار را برگزیده است.» این بهترین کار، دل سپردن به معشوق و گرفتن قوت جان از دست اوست. اینان، در نظر مولانا، همانند کودکانی نیستند که عمر خود را تا شب بر خاک‌بازی‌های بی‌حاصل دنیوی صرف می‌کنند؛ بلکه دل به کار اصلی و ازلی سپرده‌اند. آن‌ها به‌سان گربه‌ای هستند که پیوسته به سوراخی رو می‌کند که از آن معتلف شده و رزق گرفته است. آدمی نیز به‌طور فطری، به سمتی کشیده می‌شود که منبع رزق اصلی و رهایی‌بخش او بوده است؛ دستی که قوت جانش را داده و از جایی که آمده است، همان‌جا که وطنش بوده، یعنی پیش خداوند.

نکات کلیدی

  • فضیلت گسستن از کارهای دنیوی و روی آوردن به عالم بی‌مکان.
  • قوت جان و رزق روح را باید بی‌واسطه از دست حق گرفت نه از اسباب و علل.
  • «بیکاری» در معنای مولوی، نه بطالت که اشتغال کامل به کار واحد الهی است.
  • تمرکز بر یک کار اصلی (معرفت و عشق الهی) بر ده‌ها کار دنیوی برتری دارد.
  • بازگشت فطری انسان به منبع اصلی هستی و رزق خود.

Sources: d6-s13 · 41:35:00 d6-s13 · 43:15:00 d6-s13 · 45:01:23

به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.