قرائت› دفتر ۶› بخش ۲۳ - تشبیه مغفلی کی عمر ضایع کند و وقت مرگ در آن تنگاتنگ توبه و استغفار کردن گیرد به تعزیت داشتن شیعهٔ اهل حلب هر سالی در ایام عاشورا به دروازهٔ انطاکیه و رسیدن غریب شاعر از سفر و پرسیدن کی این غریو چه تعزیه است› بیت ۷۸۵
M6:785 — این رئیس زفت باشد که بمرد / این چنین مجمع نباشد کار خرد
M6:785
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
شاعر غریب با دیدن جمعیت عزادار، با خود میاندیشد که حتماً شخص بسیار مهم و ثروتمندی درگذشته است، زیرا چنین اجتماع بزرگی برای یک رویداد معمولی شکل نمیگیرد.
این بیت زبان حال شاعری است که به تازگی به حلب رسیده و از مراسم عاشورا بیخبر است. او با دیدن انبوه جمعیت شیعیان که در حال عزاداری و ماتم هستند، از روی ظواهر قضاوت میکند و به اشتباه میافتد.
از نظر او، تنها مرگ یک «رئیس زفت» - یعنی یک شخصیت قدرتمند، ثروتمند و درشتهیکل - میتواند چنین غوغایی به پا کند. او تصور میکند که این سوگواری برای یک واقعهی محلی و معاصر است و عظمت جمعیت را دلیلی بر اهمیت دنیوی متوفی میداند. در واقع، او کاملاً از عمق معنوی و تاریخی این ماتم که برای شهادت امام حسین (ع) و یارانش در کربلا برپاست، غافل است.
مولانا از این موقعیت استفاده میکند تا تفاوت میان نگاه سطحی و درک عمیق را نشان دهد. این شاعر، نماد انسانی است که پدیدههای روحی و معنوی را با معیارهای مادی و دنیوی میسنجد و در نتیجه از درک حقیقت باز میماند. او به دنبال فرصتی برای کسب درآمد از طریق سرودن مرثیه است و همین منفعتطلبی، او را از فهم اصل ماجرا کور کرده است.
- زفت
- درشت، ستبر، بزرگجثه؛ در اینجا کنایه از فرد مهم و ثروتمند
- مجمع
- گردهمایی، اجتماع، جمعیت زیاد
- کار خرد
- کار کوچک، اتفاق بیاهمیت و ناچیز
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.