قرائت دفتر ۶ بخش ۲۷ - قصهٔ احد احد گفتن بلال در حر حجاز از محبت مصطفی علیه‌السلام در آن چاشتگاهها کی خواجه‌اش از تعصب جهودی به شاخ خارش می‌زد پیش آفتاب حجاز و از زخم خون از تن بلال برمی‌جوشید ازو احد احد می‌جست بی‌قصد او چنانک از دردمندان دیگر ناله جهد بی‌قصد زیرا از درد عشق ممتلی بود اهتمام دفع درد خار را مدخل نبود هم‌چون سحرهٔ فرعون و جرجیس و غیر هم لایعد و لا یحصی بیت ۹۱۶

M6:916 — گر نمی‌بینی تو تدویر قدر / در عناصر جوشش و گردش نگر

گر نمی‌بینی تو تدویر قدردر عناصر جوشش و گردش نگر
اگر چرخش و تدبیر نهان تقدیر را نمی‌بینی،به جوش و خروش و حرکت پیوسته‌ی عناصر طبیعت نگاه کن.
اگر نمی‌توانی مستقیماً ببینی که چگونه تقدیر الهی همه چیز را می‌گرداند، کافی است به حرکت و آشوب دائمی در عناصر طبیعت (آب، باد، خاک، آتش) بنگری تا نشانه‌ی آن قدرت پنهان را بیابی.

M6:916

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.