قرائت دفتر ۶ بخش ۲۷ - قصهٔ احد احد گفتن بلال در حر حجاز از محبت مصطفی علیه‌السلام در آن چاشتگاهها کی خواجه‌اش از تعصب جهودی به شاخ خارش می‌زد پیش آفتاب حجاز و از زخم خون از تن بلال برمی‌جوشید ازو احد احد می‌جست بی‌قصد او چنانک از دردمندان دیگر ناله جهد بی‌قصد زیرا از درد عشق ممتلی بود اهتمام دفع درد خار را مدخل نبود هم‌چون سحرهٔ فرعون و جرجیس و غیر هم لایعد و لا یحصی بیت ۹۱۷

M6:917 — زانک گردشهای آن خاشاک و کف / باشد از غلیان بحر با شرف

زانک گردشهای آن خاشاک و کفباشد از غلیان بحر با شرف
چرا که این چرخیدنِ خس و خاشاک و کف بر سطح آب،نشانهٔ جوش و خروش دریایی باشکوه و عظیم است.
این بیت می‌گوید که حرکات و پدیده‌های ظاهری و بی‌ارزش در جهان، در واقع ناشی از یک نیروی درونی، پنهان و قدرتمند است؛ همان‌طور که حرکت کف روی دریا، از تلاطم خود دریاست.

M6:917

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.