دیوان شمس› غزل ۱۱۴۲› بیت ۵ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۱۴۲
- نه یوسفی به سفر رفت از پدر گریان نه در سفر به سعادت رسید و ملک و ظفر
G1142:5
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 درخت اگر متحرک بدی به پا و به پر·نه رنج اره کشیدی نه زخمههای تبر
- 2 ور آفتاب نرفتی به پر و پا همه شب·جهان چگونه منور شدی بگاه سحر
- 3 ور آب تلخ نرفتی ز بحر سوی افق·کجا حیات گلستان شدی به سیل و مطر
- 4 چو قطره از وطن خویش رفت و بازآمد·مصادف صدف او گشت و شد یکی گوهر
- 5 نه یوسفی به سفر رفت از پدر گریان·نه در سفر به سعادت رسید و ملک و ظفر
- 6 نه مصطفی به سفر رفت جانب یثرب·بیافت سلطنت و گشت شاه صد کشور
- 7 وگر تو پای نداری سفر گزین در خویش·چو کان لعل پذیرا شو از شعاع اثر
- 8 ز خویشتن سفری کن به خویش ای خواجه·که از چنین سفری گشت خاک معدن زر
- 9 ز تلخی و ترشی رو به سوی شیرینی·چنانک رست ز تلخی هزار گونه ثمر
- 10 ز شمس مفخر تبریز جوی شیرینی·از آنک هر ثمر از نور شمس یابد فر
ganjoor: sh1142 · public domain