دیوان شمس غزل ۱۴ بیت ۱۲ → قبلی

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۴

  1. ای باغبان ای باغبان در ما چه درپیچیده‌ای گر برده‌ایم انگور تو تو برده‌ای انبان ما

G14:12

به زبانِ تو

ای باغبان، ای باغبان، چرا این‌گونه به ما پیچیده‌ای و ما را سرزنش می‌کنی؟اگر ما انگور تو را برده‌ایم، در عوض تو هم کیسهٔ هستی ما را برده‌ای.
خطاب به معشوق (باغبان) می‌گوید: اگر ما از نعمت‌های تو (انگور) بهره‌مند شده‌ایم، تو نیز در مقابل، تمام وجود و دارایی ما (کیسه) را از ما گرفته‌ای، پس حساب ما با هم صاف است.

ai-draft · gemini-2.5-pro

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

درپیچیده‌ایبه ما سخت گرفته‌ای، با ما درگیر شده‌ای.انبانکیسه، توبره، خیک.

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما·افتاده در غرقابه‌ای تا خود که داند آشنا
  2. 2 گر سیلِ عالم پر شود، هر موج چون اشتر شود·مرغان آبی را چه غم، تا غم خورد مرغِ هوا
  3. 3 ما رخ ز شُکر افروخته، با موج و بحر آموخته·زان سان که ماهی را بُوَد دریا و طوفان جانْ‌فزا
  4. 4 ای شیخ ما را فوطه ده وی آب ما را غوطه ده·ای موسی عمران بیا بر آب دریا زن عصا
  5. 5 این باد اندر هر سری سودایِ دیگر می‌پزد·سودایِ آن ساقی مرا، باقی همه آنِ شما
  6. 6 دیروز مستان را به ره، بِرْبود آن ساقی کُله·امروز مِی در می‌دهد تا برکَنَد از ما قبا
  7. 7 ای رشکِ ماه و مشتری، با ما و پنهان چون پری·خوش خوش کشانم می‌بری، آخر نگویی تا کجا
  8. 8 هر جا روی تو با منی، ای هر دو چشم و روشنی·خواهی سویِ مستیم کش، خواهی ببر سویِ فنا
  9. 9 عالم چو کوهِ طور دان، ما همچو موسی طالبان·هر دم تجلّی می‌رسد، برمی‌شکافد کوه را
  10. 10 یک پاره اخضر می‌شود، یک پاره عبهر می‌شود·یک پاره گوهر می‌شود، یک پاره لعل و کهربا
  11. 11 ای طالبِ دیدارِ او بنگر در این کهسارِ او·ای کُه، چه باده خورده‌ای؟ ما مست گشتیم از صدا
  12. 12 ای باغبان ای باغبان در ما چه درپیچیده‌ای·گر برده‌ایم انگور تو تو برده‌ای انبان ما

ganjoor: sh14 · public domain