دیوان شمس› غزل ۱۵۱۵› بیت ۵ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۵۱۵
- منم همراز تو در حشر و در نشر نه چون یاران دنیا میزبانم
G1515:5
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 چه نزدیک است جان تو به جانم·که هر چیزی که اندیشی بدانم
- 2 از این نزدیکتر دارم نشانی·بیا نزدیک و بنگر در نشانم
- 3 به درویشی بیا اندر میانه·مکن شوخی مگو کاندر میانم
- 4 میان خانهات همچون ستونم·ز بامت سرفرو چون ناودانم
- 5 منم همراز تو در حشر و در نشر·نه چون یاران دنیا میزبانم
- 6 میان بزم تو گردان چو خمرم·گه رزم تو سابق چون سنانم
- 7 اگر چون برق مردن پیشه سازم·چو برق خوبی تو بیزبانم
- 8 همیشه سرخوشم فرقی نباشد·اگر من جان دهم یا جان ستانم
- 9 به تو گر جان دهم باشد تجارت·که بدهی بهر جانی صد جهانم
- 10 در این خانه هزاران مرده بیش اند·تو بنشسته که اینک خان و مانم
- 11 یکی کف خاک گوید زلف بودم·یکی کف خاک گوید استخوانم
- 12 شوی حیران و ناگه عشق آید·که پیشم آ که زنده جاودانم
- 13 بکش در بر بر سیمین ما را·که از خویشت همین دم وارهانم
- 14 خمش کن خسروا هم گو ز شیرین·ز شیرینی همیسوزد دهانم
ganjoor: sh1515 · public domain