دیوان شمس› غزل ۱۵۴۳› بیت ۴ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۵۴۳
- چو بر جانم زدی شمشیرِ عشقت تمامم کن که زندهیْ ناتمامم
G1543:4
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 کجایی ساقیا؟ در ده مدامم·که من از جان غلامت را غلامم
- 2 می اندر ده، تهی دستم چه داری؟!·که از خون جگر پر گشت جامم
- 3 ز ننگ من نگوید نام من کس·چو من مَردی چه جای ننگ و نامم؟!
- 4 چو بر جانم زدی شمشیرِ عشقت·تمامم کن که زندهیْ ناتمامم
- 5 گهم زاهد همیخوانند و گه رِند·منِ مسکین ندانم تا کدامم
- 6 ز من چون شمع تا یک ذره باقیست·نخواهد بود جز آتش مُقامم
- 7 مرا جز سوختن راهِ دگر نیست·بیا تا خوش بسوزم زانک خامم
ganjoor: sh1543 · public domain