دیوان شمس غزل ۱۵۴۳ بیت ۷ → قبلی

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۵۴۳

  1. مرا جز سوختن راهِ دگر نیست بیا تا خوش بسوزم زانک خامم

G1543:7

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 کجایی ساقیا؟ در ده مدامم·که من از جان غلامت را غلامم
  2. 2 می اندر ده، تهی دستم چه داری؟!·که از خون جگر پر گشت جامم
  3. 3 ز ننگ من نگوید نام من کس·چو من مَردی چه جای ننگ و نامم؟!
  4. 4 چو بر جانم زدی شمشیرِ عشقت·تمامم کن که زنده‌یْ ناتمامم
  5. 5 گهم زاهد همی‌خوانند و گه رِند·منِ مسکین ندانم تا کدامم
  6. 6 ز من چون شمع تا یک ذره باقی‌ست·نخواهد بود جز آتش مُقامم
  7. 7 مرا جز سوختن راهِ دگر نیست·بیا تا خوش بسوزم زانک خامم

ganjoor: sh1543 · public domain