دیوان شمس› غزل ۱۵۶۸› بیت ۳ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۵۶۸
- گر بر دل تو غبار بینم از اشک خودش فرونشانم
G1568:3
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 ای جان لطیف و ای جهانم·از خواب گرانت برجهانم
- 2 بیشرم و حیا کنم تقاضا·دانی که غریم بیامانم
- 3 گر بر دل تو غبار بینم·از اشک خودش فرونشانم
- 4 ای گلبن جان برای مجلس·بگرفته امت که گل فشانم
- 5 یک بوسه بده که اندر این راه·من باج عقیق می ستانم
- 6 بسیار شب است کاندر این دشت·من از پی باج راهبانم
- 7 شب نعره زنم چو پاسبانان·چون طالب باج کاروانم
- 8 همخانه گریخت از نفیرم·همسایه گریست از فغانم
ganjoor: sh1568 · public domain