دیوان شمس غزل ۱۵۶۸ بیت ۶ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۵۶۸

  1. بسیار شب است کاندر این دشت من از پی باج راهبانم

G1568:6

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 ای جان لطیف و ای جهانم·از خواب گرانت برجهانم
  2. 2 بی‌شرم و حیا کنم تقاضا·دانی که غریم بی‌امانم
  3. 3 گر بر دل تو غبار بینم·از اشک خودش فرونشانم
  4. 4 ای گلبن جان برای مجلس·بگرفته امت که گل فشانم
  5. 5 یک بوسه بده که اندر این راه·من باج عقیق می ستانم
  6. 6 بسیار شب است کاندر این دشت·من از پی باج راهبانم
  7. 7 شب نعره زنم چو پاسبانان·چون طالب باج کاروانم
  8. 8 همخانه گریخت از نفیرم·همسایه گریست از فغانم

ganjoor: sh1568 · public domain