دیوان شمس غزل ۱۸۹۲ بیت ۵ → قبلی

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۱۸۹۲

  1. کار حیوان است نه کار دل و جان است در خاک بپوسیدن و از خاک بزادن

G1892:5

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 هر شب که بود قاعده سفره نهادن·ما را ز خیال تو بود روزه گشادن
  2. 2 ای لطف تو را قاعده بر روزه گشایان·مانند مسیحا ز فلک مایده دادن
  3. 3 چون قوت دل از مطبخ سودای تو باشد·باید به میان رفتن و در لوت فتادن
  4. 4 ما را هم از آن آتش دل آب حیات است·بر آتش دل شاد بسوزیم چو لادن
  5. 5 کار حیوان است نه کار دل و جان است·در خاک بپوسیدن و از خاک بزادن

ganjoor: sh1892 · public domain