دیوان شمس غزل ۲۳۱۸ بیت ۱ بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۳۱۸

  1. مستی ده و هستی ده ای غمزه خماره تو دلبر و استادی ما عاشق و این کاره

G2318:1

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 مستی ده و هستی ده ای غمزه خماره·تو دلبر و استادی ما عاشق و این کاره
  2. 2 ما بر سر هر پشته گم کرده سر رشته·بیچاره تو گشته تو چاره بیچاره
  3. 3 صد چشمه بجوشانی در سینه چون مرمر·ای آب روان کرده از مرمر و از خاره
  4. 4 ای سنگ سیه را تو کرده مدد دیده·وی از پس نومیدی بشکفته گل از ساره
  5. 5 ای نور روان کرده از پیه دو چشم ما·و اندیشه روان کرده از خون دل پاره

ganjoor: sh2318 · public domain