دیوان شمس› غزل ۴۱۴› بیت ۷ → قبلی · بعدی ←
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۴۱۴
- چون تجلی بود از رحمت حق موسی را زان شکرریز لقا سینه سینا چه خوشست
G414:7
به زبانِ تو
هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یکجا ساخته میشود:
ai-draft · gemini-2.5-pro
شرحِ این بیت
هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:
متنِ کاملِ غزل ↗
- 1 روز و شب خدمت تو بیسر و بیپا چه خوشست·در شکرخانه تو مرغ شکرخا چه خوشست
- 2 بر سر غنچه بسته که نهان میخندد·سایه سرو خوش نادره بالا چه خوشست
- 3 زاغ اگر عاشق سرگین خر آمد گو باش·بلبلان را به چمن با گل رعنا چه خوشست
- 4 بانگ سرنای چه گر مونس غمگینانست·از دم روح نفخنا دل سرنا چه خوشست
- 5 گرچه شب بازرهد خلق ز اندیشه به خواب·در رخ شمس ضحی دیده بینا چه خوشست
- 6 بت پرستانه تو را پای فرورفت به گل·تو چه دانی که بر این گنبد مینا چه خوشست
- 7 چون تجلی بود از رحمت حق موسی را·زان شکرریز لقا سینه سینا چه خوشست
- 8 که صدا دارد و در کان زر صامت هم هست·گه خمش بودن و گه گفت مواسا چه خوشست
ganjoor: sh414 · public domain