قرائت› دفتر ۱› بخش ۱۵۵ → قبلی · بعدی ←
بخش ۱۵۵ - اول کسی کی در مقابلهٔ نص قیاس آورد ابلیس بود
اولین کسی که در مقابل نص قیاس آورد ابلیس بود
- M1:3405 اول آن کس کین قیاسکها نمودپیش انوار خدا ابلیس بود
- M1:3406 گفت نار از خاک بی شک بهترستمن ز نار و او ز خاک اکدرست ابلیس گفت: «بیتردید آتش از خاک برتر است،من از آتشم و او از خاکِ تیره و بیمقدار.»این بیت استدلال ابلیس برای سجده نکردن بر آدم را بیان میکند. او با قیاسی ظاهری، برتری خود را بر اساس برتری عنصر آتش (که خود از آن آفریده شده) بر عنصر خاک (که آدم از آن ساخته شده) نتیجه میگیرد.
- M1:3407 پس قیاس فرع بر اصلش کنیماو ز ظلمت ما ز نور روشنیم پس بیایید فرع را با اصل و ریشهاش بسنجیم؛او از تاریکی است و ما از نور و روشنایی هستیم.این بیت، ادامهٔ استدلال ابلیس است که میگوید: «پس بیایید هر فرعی (آدم) را با اصلش (خاک) مقایسه کنیم. او از جنس تاریکی (خاک) است و ما از جنس نور (آتش) هستیم و بنابراین برتریم.»
- M1:3408 گفت حق نه بلک لا انساب شدزهد و تقوی فضل را محراب شد
- M1:3409 این نه میراث جهان فانی استکه به انسابش بیابی جانی است
- M1:3410 بلک این میراثهای انبیاستوارث این جانهای اتقیاست
- M1:3411 پور آن بوجهل شد مؤمن عیانپور آن نوح نبی از گمرهان
- M1:3412 زادهٔ خاکی منور شد چو ماهزادهٔ آتش توی رو روسیاه
- M1:3413 این قیاسات و تحری روز ابریا بشب مر قبله را کردست حبر
- M1:3414 لیک با خورشید و کعبه پیش رواین قیاس و این تحری را مجو
- M1:3415 کعبه نادیده مکن رو زو متاباز قیاس الله اعلم بالصواب
- M1:3416 چون صفیری بشنوی از مرغ حقظاهرش را یاد گیری چون سبق
- M1:3417 وانگهی از خود قیاساتی کنیمر خیال محض را ذاتی کنی
- M1:3418 اصطلاحاتیست مر ابدال راکه نباشد زان خبر اقوال را
- M1:3419 منطق الطیری به صوت آموختیصد قیاس و صد هوس افروختی
- M1:3420 همچو آن رنجور دلها از تو خستکر بپندار اصابت گشته مست
- M1:3421 کاتب آن وحی زان آواز مرغبرده ظنی کو بود همباز مرغ
- M1:3422 مرغ پری زد مرورا کور کردنک فرو بردش به قعر مرگ و درد
- M1:3423 هین به عکسی یا به ظنی هم شمادر میفتید از مقامات سما
- M1:3424 گرچه هاروتید و ماروت و فزوناز همه بر بام نحن الصافون
- M1:3425 بر بدیهای بدان رحمت کنیدبر منی و خویشبین لعنت کنید
- M1:3426 هین مبادا غیرت آید از کمینسرنگون افتید در قعر زمین
- M1:3427 هر دو گفتند ای خدا فرمان تراستبی امان تو امانی خود کجاست
- M1:3428 این همی گفتند و دلشان میطپیدبد کجا آید ز ما نعم العبید
- M1:3429 خار خار دو فرشته هم نهشتتا که تخم خویشبینی را نکشت
- M1:3430 پس همی گفتند کای ارکانیانبی خبر از پاکی روحانیان
- M1:3431 ما برین گردون تتقها میتنیمبر زمین آییم و شادروان زنیم
- M1:3432 عدل توزیم و عبادت آوریمباز هر شب سوی گردون بر پریم
- M1:3433 تا شویم اعجوبهٔ دور زمانتا نهیم اندر زمین امن و امان
- M1:3434 آن قیاس حال گردون بر زمینراست ناید فرق دارد در کمین