Lue Daftar 1 Kuningas vie lääkärin potilaan luo tutkimaan hänen tilaansa Säepari 142

M1:142 — آفتابی کز وی این عالم فروخت / اندکی گر پیش آید جمله سوخت

آفتابی کز وی این عالم فروختاندکی گر پیش آید جمله سوخت
✦ Renderöi tämä beyt kielellä Suomi

M1:142

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — hänen nauhoitetuista Masnavi-luennoistaan

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آفتابی که این جهان از فروغ آن روشن شد، اگر اندکی بیشتر پیش آید، همه چیز را خواهد سوزاند.

معنا: این بیت بیان می‌کند که هستی این عالم، محصول تابش حدی از حقیقت الهی است. اگر این حقیقت، بی‌پرده و تمام‌عیار تجلی کند، شدت آن تابش، موجودیت هر آنچه در عالم است را از بین خواهد برد.

شرح

این بیت، پاسخی است قاطع به جانِ بی‌قرارِ سالک که میل به دریدن پرده‌ها و دیدار بی‌حجابِ معشوق دارد؛ همان‌گونه که مولانا پیش‌تر در مثنوی بیان کرده است: «می‌نگنجم با صنم در پیرهن». این شورِ بی‌تابانه برای وصال مطلق و بی‌پرده، در نقطه‌ای به پاسخی روشنگر از جانب خودِ جانِ عارف می‌رسد. من می‌گویم که این آرزو، این طلبِ نابجا از آن آفتاب، شدنی نیست. این عالم، این هستیِ ما، به واسطهٔ تابشی «اندازه‌دار» از آن حقیقت بی‌کران است که قوام یافته. حقیقتِ مطلق، همانند خورشیدی است که این جهان را فروغ بخشیده و امکان هستی را به آن عطا کرده است؛ اما اگر ذره‌ای از این حجاب کنار رود و تابش آن «اندکی گر بیش تابد»، نتیجه‌ای جز فناءِ مطلق در بر نخواهد داشت. «جمله سوخت»، این سرنوشت محتوم هر آن چیزی است که تابِ تجلی بی‌پردهٔ ذاتِ حق را ندارد. وجودِ ما، بقای ما، و هر آنچه در این عالم می‌شناسیم، وابسته به همین پرده‌ها و «من وراء حجاب» است. اگر پرده برافتد، نه تو می‌مانی و نه من. خیام چه زیبا سروده است: «اسرار ازل را نه تو دانی و نه من / وین خط مقرمط نه تو خوانی و نه من / هست از پس پرده گفتگوی من و تو / چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من». پس این‌گونه نیست که بتوان هر آرزویی را طلب کرد؛ باید «آرزو می‌خواه لیک اندازه خواه». کوه، تابِ یک برگ کاه را در خود ندارد، چه رسد به تجلی تامّ الهی. این محدودیت، نه برای نقصِ حق که برای تاب‌آوریِ خلق است. این حقیقت تلخ و در عین حال هستی‌بخش، بنیاد آفرینش است. این بیت و ابیات پس و پیش آن، بیان یک شکایت یا ناامیدی نیست؛ بلکه شرح یک واقعیت هستی‌شناختی است. ما برای ادامهٔ هستی، محتاجیم که آن معشوق، پشت پرده بماند و از خلالِ حکایت‌ها، از پسِ رمزها و در لباس استعاره‌ها با ما سخن بگوید. مثنوی نیز، خود تجلی این «گفتگوی از پس پرده» است؛ «خود تو در ضمن حکایت گوش دار» تا بتوانی آن حقیقت سوزان را در قالب‌هایی تحمل‌پذیر دریابی و در عین حال، به فیض آن نائل آیی. این همان تدبیر حکیمانه است تا از سوختن، در امان بمانیم و از فیض، محروم نگردیم.

نکات کلیدی

  • وجود عالم به تجلی «اندازه‌دار» حقیقت الهی وابسته است؛ نه به تجلی کامل و بی‌پرده.
  • اگر حقیقت الهی بی‌حجاب تجلی کند، شدت آن باعث نابودی همه موجودات می‌شود.
  • این پرده‌داری نشانهٔ رحمت و حکمت است، نه بخل یا پنهان‌کاری؛ زیرا تاب‌آوری ما محدود است.
  • سالک باید آرزوها و طلب‌های خود را با سنجش و اندازه پیگیری کند، چرا که همهٔ حقایق، تابِ رؤیت مستقیم را ندارند.
  • مثنوی، خود نمونه‌ای از سخن گفتن «از پس پرده» است تا حقیقتِ سوزان در قالب حکایات تحمل‌پذیر شود.

Sources: d1-s19 · 01:30:15 d1-s20 · 00:25:49

به زبانِ تو — Oma kielesi · AI

Keskustelu — Kysy tästä säeparista – vastaukset Masnavista, jokainen säe viitattuna

Keskustelusi säilyy tällä laitteella, ellet jaa sitä.

Mitä lukijat kysyivät

Kysymyksiä ei ole vielä jaettu – omasi voisi olla ensimmäinen.