Lue› Daftar 1› Tarina soittajasta jatkuu, ja Uskollisten komentaja Umar (rauha hänelle) toimittaa hänelle sen, mitä ääni sanoi› Säepari 2188
M1:2188 — پیش من بنشین و مهجوری مساز / تا به گوشَت گویم از اقبال راز؛
M1:2188
Merkitys · به زبانِ تو — Oma kielesi · AI
عمر به پیر چنگی میگوید نترس و نزدیک من بیا تا پیام و راز خوشاقبالی را که از سوی خداوند برایت آوردهام، در گوشَت بگویم.
این بیت لحظهی اوج فروتنی و محبت در داستان است. عمر، خلیفهی مقتدر و نماد شریعت، پیرمرد نوازندهای را که از ترس او به گورستان پناه برده، پیدا کرده است. پیرمرد با دیدن عمر میلرزد و قصد فرار دارد، چرا که خود را گناهکار و مستحق مجازات میبیند.
اما عمر، به جای تهدید و تنبیه، او را با مهربانی به نزد خود فرا میخواند. عبارت «پیش من بنشین» یک دعوت صمیمانه برای رفع فاصله و وحشت است. عمر از او میخواهد که «مهجوری» و بیگانگی را کنار بگذارد، گویی میگوید دیگر بین ما و تو جدایی نیست. او که نمایندهی قدرت ظاهری است، اکنون حامل یک پیام کاملاً درونی و معنوی است: «رازی از اقبال». این راز، همان بشارت لطف و توجه خداوند است که در بیتهای بعدی آشکار میشود. مولانا تقابل میان ترس پیر از شریعت (عمر) و آغوش باز رحمت الهی (پیام عمر) را به زیبایی به تصویر میکشد.
- مهجوری
- دوری، جدایی، بیگانگی
- مساز
- نکن، ایجاد نکن (فعل نهی از ساختن)
- اقبال
- خوشبختی، بخت نیک، سعادت
- راز
- سخن پنهانی، سرّ
Keskustelu — Kysy tästä säeparista – vastaukset Masnavista, jokainen säe viitattuna
Keskustelusi säilyy tällä laitteella, ellet jaa sitä.
Mitä lukijat kysyivät0
Kysymyksiä ei ole vielä jaettu – omasi voisi olla ensimmäinen.