Lue Daftar 1 Kauppiaan ja papukaijan tarina, ja kuinka papukaija kaatoi öljyä kauppaan Säepari 317

M1:317 — آن یکی را روی او شد سوی دوست / وان یکی را روی او خود روی اوست

آن یکی را روی او شد سوی دوستوان یکی را روی او خود روی اوست
✦ Renderöi tämä beyt kielellä Suomi

M1:317

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — hänen nauhoitetuista Masnavi-luennoistaan

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن یکی، چهره‌اش به سوی دوست گردید، و آن دیگری، چهره‌اش خود روی دوست است. معنا: این بیت دو گونهٔ رابطه با معشوق الهی را توصیف می‌کند: یکی که رو به سوی دوست دارد، و دیگری که آنچنان در دوست مستغرق شده که صورتش عین صورت دوست گردیده است.

شرح

مولانا در این بیت بسیار ژرف، دو گونهٔ اساسی از مواجهه با حقیقت الهی را از هم تفکیک می‌کند که تفاوتشان، تفاوتی بنیادین در مراتب سلوک است. من این را در سخنرانی‌هایم بارها تکرار کرده‌ام که دین و سلوک در آن، هرگز یکنواخت نیست؛ مراتب و منازل گوناگون دارد، و آدمیان را نمی‌توان به یک چشم دید.

یک گروه (آن یکی) کسانی هستند که «روی او شد سوی دوست». اینان سالکانی هستند که وجه خود را متوجه الی‌الله کرده‌اند. آنها در جست‌وجو و طلب هستند، روی دل به سوی قبلهٔ معشوق گردانده‌اند و در پی او روانند. این متوجه الی‌الله بودن، خود مقامی بلند و بسیار ارجمند است؛ مقام طلب و آگاهی و جدّ و جهد. اما مولانا، همچون پیامبران، مراتب عالی‌تری را نیز به ما نشان می‌دهد.

گروه دوم (و آن یکی) کسانی هستند که «روی او خود روی اوست». این تعبیر، تعبیری شگفت‌انگیز و بی‌بدیل است. این دیگر صرفِ متوجه‌بودن به دوست نیست، بلکه عینیت‌یافتن با دوست است، غرق‌شدن در او تا بدانجا که صورت بنده، آینهٔ تمام‌نمای صورت معشوق می‌گردد. این همان مقام «وجه‌اللهی» است که عارف به جایی می‌رسد که دیگر او را نمی‌بینی، بلکه خدا را در او می‌بینی. این سخن را پیامبر اکرم (ص) فرمود که: «من رآنی فقد رأی الحق». یعنی کسی که مرا دید، حق را دید. این مقام نه از سر ادعا یا تواضع، بلکه از باب یک واقعیت وجودی است که سالک در آن فانی و در معشوق باقی شده است. در برخی نسخ، بیت بعدی نیز همین معنا را توضیح می‌دهد: «دیدن دانا عبادت این بود / فتح ابواب سعادت این بود»؛ که دقیقاً همان روایت «النظر الی وجه العالم العباده» را به ذهن می‌آورد. اینجا دیگر جای شک نیست؛ این مقامی است که حیرت سالک به سرحد مستی و غرق‌شدگی در دوست رسیده است، نه حیرتی که ناشی از بی‌خبری و پشت‌کردن به حقیقت باشد.

این تمایز، کلید فهم بسیاری از معارف مثنوی است. مولانا هرگز دین را یک ایدئولوژی خشک و بی‌روح نمی‌داند که همه را به یک چوب راند. او می‌داند که تنوع روحیات و مراتب انسانی چنان عظیم است که هرکس به قدر ظرفیت و سلوک خود، با حقیقت در ارتباط است. پس باید «روی هر یک می‌نگر می‌دار پاس»، یعنی جایگاه و مقام هر سالکی را بشناسیم و قدر بداریم، تا خود از «خدمت روشناس» شویم. اما در عین حال، باید هشیار باشیم که هر مدعی‌ای را بر این مقام نپذیریم، چرا که «چون بسی ابلیس آدم‌روی هست / پس به هر دستی نشاید داد دست». این هشدار نیز بخشی از حکمت مولاناست تا سالک در دام فریبکاران نیفتد.

نکات کلیدی

  • مواجهه با حقیقت الهی دو گونه دارد: روی‌گردانی به سوی دوست (متوجه الی‌الله) و خود صورت دوست شدن (وجه‌الله).
  • برترین مراتب سلوک، استغراق کامل در حق است تا جایی که سالک آینهٔ تمام‌نمای جمال حق می‌شود.
  • این مقام، که پیامبر نیز فرمود «من رآنی فقد رأی الحق»، نه ادعاست بلکه یک واقعیت وجودی است.
  • دین، یکسان و ایدئولوژیک نیست؛ مراتب و گوناگونی انسان‌ها در سلوک باید قدر دانسته شود.
  • درک این مراتب ما را به «حیرت» وجودی می‌رساند: حیرتی که غرق و مست دوست است، نه حیرتی از روی بی‌خبری.
  • با این حال، در مواجهه با مدعیان، باید هشیار بود تا فریب ابلیس‌های آدم‌نما را نخوریم.

Sources: d1-s24 · 00:46:06 d1-s24 · 01:23:43

به زبانِ تو — Oma kielesi · AI

Keskustelu — Kysy tästä säeparista – vastaukset Masnavista, jokainen säe viitattuna

Keskustelusi säilyy tällä laitteella, ellet jaa sitä.

Mitä lukijat kysyivät

Kysymyksiä ei ole vielä jaettu – omasi voisi olla ensimmäinen.