Lue Daftar 1 Kalifin tarina Lailan tapaamisesta Säepari 437

M1:437 — این جسد خانه‌یْ حسد آمد بدان / از حسد آلوده باشد خاندان

این جسد خانه‌یْ حسد آمد بداناز حسد آلوده باشد خاندان
✦ Renderöi tämä beyt kielellä Suomi

M1:437

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — hänen nauhoitetuista Masnavi-luennoistaan

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: بدان که این تن، خانهٔ حسادت است؛ زیرا که خاندان (وجود) از حسد آلوده می‌گردد. معنا: این بیت هشدار می‌دهد که پیکر خاکی ما جایگاه اصلی حسد است. اگر حسد در کالبد ما ریشه دواند، نه تنها فرد که تمام هستی و خانواده او را نیز به فساد می‌کشد و آلوده می‌کند.

شرح

این بیت، بی‌تردید، در نگاه اول، هشداری اخلاقی‌ست از مولانا در باب یکی از رذایل بنیادین بشر: حسد. من معتقدم که مولانا در اینجا بدن و کالبد خاکی ما را «خانهٔ حسد» معرفی می‌کند؛ خانه‌ای که اگر این مهمان ناخوانده در آن سکنا گزیند، نه تنها خود فرد که «خاندان» او — که می‌تواند به معنای خانواده، یا حتی وجود و ساحت کلی زندگی‌اش باشد — به آلایش و فساد کشیده می‌شود. حسد را می‌توان محصول خودشیفتگی، زیادت‌خواهی و بدخواهی دانست که انسان را به تباهی می‌کشاند.

اما نگاه مولانا به حسد، همچون بسیاری دیگر از پدیده‌های اخلاقی، صرفاً در سطح اول اخلاق‌ورزی باقی نمی‌ماند. عارفان، و مولانا در رأس ایشان، نگاهی «درجه دوم» نیز به عالم دارند؛ یعنی از منظری فراتر، از دیدگاه خداوند به کارکرد کلی جهان می‌نگرند. در این نگاه بالاتر، حسد، همچون غفلت، حرص، و حتی جنگ، جزو ارکان ادارهٔ جهان است. مولانا خود به صراحت می‌گوید:

پس ستون این جهان خود غفلت است هوشیاری این جهان را آفت است زان جهان اندک ترشح می‌رسد تا نخیزد زین جهان حرص و حسد

این ابیات فلسفهٔ مهمی را بیان می‌کنند: جهان ما با نقایص و کاستی‌های انسان اداره می‌شود. اگر هوشیاری و آگاهی کامل از غیب به این جهان می‌رسید، این نظام بر هم می‌خورد. به تعبیری، خداوند جهان را با غفلت و حرص و حسد مردمانش می‌گرداند. این البته به معنای توجیه یا توصیهٔ حسد نیست، بلکه توصیفی از یک واقعیت کیهانی است. همچون فیلسوف علم که پدیدهٔ علم را تحلیل می‌کند، اما خود دستورالعملی برای کشف علمی نمی‌دهد؛ عارف نیز کارکرد جهان را توصیف می‌کند، نه اینکه برای هر فرد دستور عمل صادر کند.

مولانا جای دیگری اشاره می‌کند که «این جهان زین جنگ قائم می‌بود». جنگ و ستیز، و طبعاً حسد که از ریشه‌های آن است، نه تنها پدیده‌هایی گذرا نیستند، بلکه ستون‌هایی هستند که قوام این جهان به آن‌ها وابسته است. تا زمانی که این جهان، جهانِ نقایص و تضادهاست، حسد نیز به عنوان جزء لاینفک آن پابرجا خواهد بود.

من این را با نگاه قرآن نیز سازگار می‌دانم. در سورهٔ فلق، به ما امر شده که از «شر حاسد اذا حسد» به خدا پناه ببریم. این نشان می‌دهد که حسد نه تنها یک شر واقعی و ملموس است، بلکه ریشه‌دار و پایدار است، و چاره‌ای جز پناه بردن به معبود از شر آن نیست. حافظ نیز به همین نکته اشاره‌ای لطیف دارد آنجا که می‌گوید:

غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد

این بینش حافظ، که حسدِ حسود گاهی به خیر فرد حسدبرده منجر می‌شود، از همین نگاه درجه دوم به پایداری حسد در نظام هستی خبر می‌دهد. حسد در این عالم می‌تواند کارکردی دوگانه داشته باشد؛ گرمابه‌ای که آبش با آتش حرص و حسد گرم می‌شود، اما عاقلان در آن تن می‌شویند و از آن بهره می‌برند. بنابراین، در حالی که ما موظفیم به مبارزه با حسد در درون خود و جامعه، نباید فراموش کنیم که این پدیده، از منظری والاتر، بخشی از معماری جهان است که خداوند به حکمت خود آن را برقرار داشته است.

نکات کلیدی

  • بدن ما خانه و جایگاه اصلی حسد است؛ حسد فرد و خانواده را به فساد می‌کشد.
  • حسد از رذایلی است که ریشه در خودشیفتگی، زیادت‌خواهی و بدخواهی دارد.
  • مولانا نگاهی دوگانه به حسد دارد: هم رذیلتی اخلاقی است که باید پرهیز کرد، هم جزئی از نظام کیهانی.
  • از منظر دوم، حسد مانند غفلت و حرص، یکی از ارکان ادارهٔ جهان توسط خداوند است.
  • جهان با نقایص انسانی قوام یافته؛ اگر آگاهی مطلق می‌رسید، نظام موجود فرو می‌ریخت.
  • قرآن نیز ما را به پناه جستن از شر حسود دعوت می‌کند، که نشانگر واقعیت و پایداری این شر است.

Sources: d1-s35 · 00:57:58 d1-s35 · 01:03:00 d1-s35 · 01:05:00 d1-s35 · 01:10:00 d1-s35 · 01:12:00

به زبانِ تو — Oma kielesi · AI

Keskustelu — Kysy tästä säeparista – vastaukset Masnavista, jokainen säe viitattuna

Keskustelusi säilyy tällä laitteella, ellet jaa sitä.

Mitä lukijat kysyivät

Kysymyksiä ei ole vielä jaettu – omasi voisi olla ensimmäinen.