Lue› Daftar 1› Ministerin tappion selitys tässä juonessa› Säepari 536
M1:536 — با چنین غالب خداوندی کسی / چون نمیرد گر نباشد او خسی
M1:536
Merkitys · به زبانِ تو — Oma kielesi · AI
انسان در برابر عظمت و قدرت بینهایت خداوند، اگر ذرهای ارزش داشته باشد، باید وجود خود را فراموش کند و تسلیم شود؛ تنها موجودات پست و بیمقدار از این تجربه بیبهره میمانند.
این بیت در ادامهٔ توصیف قدرت بیکران خداوند آمده است. مولانا پیش از این، نمونههایی از قدرت الهی را برمیشمارد: آفرینش صدها عالم از نیستی، شکستن هزاران نیزهٔ فرعون با یک عصای موسی، و بیاثر کردن دانش جالینوس در برابر نَفَس عیسی. پس از این مقدمات، او یک پرسش بنیادین مطرح میکند: وقتی انسان با چنین پروردگار غالب و توانایی روبهرو میشود، واکنش طبیعی و بایسته چیست؟
پاسخ مولانا این است: «مردن». این «مردن» به معنای مرگ جسمانی نیست، بلکه فنای اختیاری و از خود بیخود شدن در برابر جلال الهی است. این همان تجربهای است که در عرفان به آن «فنا» میگویند؛ یعنی شکستن «من» و تسلیم کامل در برابر ارادهٔ حق. به بیان دیگر، هرکس که ذرهای شرافت و ارزش در وجودش داشته باشد (یعنی «خس» و خاشاک نباشد)، در مواجهه با این عظمت، جز محو شدن و مردن از خودیِ خود، چارهای ندارد.
مفهوم ضمنی بیت این است که اگر کسی در برابر این قدرت الهی دچار تحول و شکستگی نشود و همچنان بر «منیت» خود پافشاری کند، این نشانهٔ بزرگی و قدرت او نیست، بلکه دلیل پستی و بیارزشی مطلق اوست. او مانند خس و خاشاکی است که آنقدر ناچیز است که حتی شایستگی «مردن» در برابر عظمت خداوند را هم ندارد. این بیت، تکبر و عقل جزئی را که در داستان وزیر نمود یافته است، به چالش میکشد و راه رهایی را نه در самоутверدی، بلکه در خودشکستگی و تسلیم میداند.
- غالب
- چیره، مسلط، پیروز
- خداوند
- صاحب، پروردگار، مالک
- نمیرد
- در اینجا به معنی «فنا نشود»، «از خود بیخود نشود»
- خس
- خار و خاشاک، هرچیز پست و بیارزش
Keskustelu — Kysy tästä säeparista – vastaukset Masnavista, jokainen säe viitattuna
Keskustelusi säilyy tällä laitteella, ellet jaa sitä.
Mitä lukijat kysyivät0
Kysymyksiä ei ole vielä jaettu – omasi voisi olla ensimmäinen.