Lue Daftar 1 Tottelevaisuuden siunauksen anominen Kaikkivaltiaalta Jumalalta kaikissa tilanteissa ja epäkohteliaisuuden vakavien vahinkojen selittäminen Säepari 85

M1:85 — باز گستاخان ادب بگذاشتند / چون گدایان زلّه‌ها برداشتند

باز گستاخان ادب بگذاشتندچون گدایان زلّه‌ها برداشتند
✦ Renderöi tämä beyt kielellä Suomi

M1:85

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — hänen nauhoitetuista Masnavi-luennoistaan

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: دوباره گستاخان حرمت را شکستند و مانند گدایان، پاره‌ریزه‌های غذا را جمع کردند. معنا: این بیت به بی‌ادبی و ناسپاسی گروهی اشاره دارد که غذای آسمانی را به دیدهٔ حقارت نگریستند و آن را ناچیز شمردند.

شرح

این بیت، در ادامهٔ حکایتِ «مائده» از آسمان، به عمقِ بی‌ادبی و ناسپاسی انسان اشاره می‌کند. مولانا، در این ابیات، بر اهمیتِ «ادب» — نه به معنای سطحیِ رعایتِ ظواهر، بلکه به معنایِ ژرفِ هم‌آهنگی با نظامِ هستی و سپاسگزاری از لطفِ الهی — تأکید می‌کند. می‌دانید که ادب، از دیدگاه مولانا، تنها یک خصلتِ فردی نیست؛ بلکه یک اصلِ کیهانی است که عالم را برپا نگاه داشته است.

در داستانِ مائده، که در اینجا به آن اشاره می‌شود، قوم موسی ابتدا با بی‌ادبی و حرص، درخواستِ غذایِ زمینی کردند و این نعمَتِ پیوسته را از خود بریدند. اما پس از شفاعتِ عیسی (علیه‌السلام)، خوانِ الهی باز فرستاده شد. این بیت نشان می‌دهد که گروهی از همین انسان‌ها، «باز گستاخان»، یعنی این‌بار هم و با وجودِ تجربهٔ قبلی، ادب را کنار گذاشتند. آن‌ها به جای قدردانی و احترام، آن غذایِ مبارک را «ذلّه» پنداشتند؛ یعنی خرده‌ریزه‌هایی که گدایان از سرِ بی‌اعتنایی جمع می‌کنند. این «ذلّه‌برداشتن» حکایت از نگاهِ حقیر و ناسپاسانه به عطایِ کریمانهٔ پروردگار دارد.

این نکته‌ای بسیار حیاتی است: بی‌ادبی اینجا صرفاً یک رفتارِ ناپسند نیست؛ بلکه یک نوعِ کفرِ عملی است، کفر در برابرِ خوانِ مهتری. چشمِ طماع و نفسِ حریص، نه تنها از شناختِ نعمت باز می‌مانَد، بلکه خودِ نِعمَت را هم از کف می‌دهد. بی‌ادبی حجابی می‌آفریند که آدمی را از لطفِ بی‌کران رب محروم می‌کند. این خطایِ دید، این بدگمانی و حرص‌آوری، راهِ رحمت را به روی این گروه بست، نه کم‌لطفی خداوند. این قانونِ هستی است که آنچه با بی‌ادبی و گستاخی روبه‌رو شود، نخواهد پایید و تداوم نخواهد یافت. مولانا با این مثال می‌خواهد بگوید که ریشه‌ٔ بسیاری از تیره روزی‌ها، از بی‌ادبی و ناسپاسی خودِ ماست، نه از کمبودِ فیضِ الهی.

نکات کلیدی

  • ادب، نه صرفاً رعایت ظواهر، بلکه هم‌آهنگی با لطف و نظام الهی است.
  • بی‌ادبی و ناسپاسی منجر به محرومیت از فیض الهی می‌شود، حتی اگر نعمت دوباره فرستاده شود.
  • نگاهِ حقیر و طماع، عطایِ کریمانهٔ پروردگار را به «ذلّه» و ناچیز تبدیل می‌کند.
  • حتی پس از بخشش دوباره، بی‌ادبیِ گستاخان می‌تواند دوباره برکات را قطع کند.
  • ریشه بسیاری از تیره‌روزی‌های بشر در خودِ بی‌ادبی و ناسپاسی اوست.

Sources: d1-s16 · 00:00:07 d1-s16 · 00:21:50

به زبانِ تو — Oma kielesi · AI

Keskustelu — Kysy tästä säeparista – vastaukset Masnavista, jokainen säe viitattuna

Keskustelusi säilyy tällä laitteella, ellet jaa sitä.

Mitä lukijat kysyivät

Kysymyksiä ei ole vielä jaettu – omasi voisi olla ensimmäinen.