Lue› Daftar 2› Epäröinti vastakkaisten uskontojen välillä ja ulospääsyn ja pelastuksen löytäminen› Säepari 2939
M2:2939 — پس مگو جمله خیالست و ضلال / بیحقیقت نیست در عالم خیال
M2:2939
Merkitys · به زبانِ تو — Oma kielesi · AI
این بیت میگوید که نباید تمام باورها و ادعاها را یکسره خیال و باطل دانست، زیرا هر تصور و پنداری، حتی اگر نادرست باشد، ریشه در یک حقیقت اصیل دارد و از آن نشأت میگیرد.
مولانا در این بخش از مثنوی به مسئلهٔ مهمی میپردازد: چگونه حقیقت را در میان انبوهی از ادعاهای گوناگون و متضاد پیدا کنیم؟ او هشدار میدهد که سادهترین راه، یعنی باطل دانستن همهٔ آنها، خود یک گمراهی بزرگ است.
منطق مولانا بر این اصل استوار است که «باطل» به تنهایی وجود ندارد و همواره به «حق» وابسته است. همانطور که پول تقلبی (قلب) تنها در جایی ارزش پیدا میکند که پول واقعی (زر) وجود داشته باشد، یا دروغ تنها با تکیه بر راست و جا زدن خود به جای آن میتواند دیگران را بفریبد، عقاید و مکاتب باطل نیز جذابیت و فریبندگی خود را از شباهتی که به حقیقت دارند میگیرند. آنها «بر بوی حق دام دل» میشوند.
بنابراین، این بیت یک نتیجهگیری مهم است: اگر میبینی در جهان «خیال» و پندارهای گوناگون وجود دارد، این خود دلیلی است بر وجود یک «حقیقت» اصیل. هیچ خیالی از هیچ به وجود نمیآید. هر تصویری، هرچند کج و معوج، بازتابی از یک واقعیت است. وظیفهٔ سالک و انسان هوشمند این نیست که همه را انکار کند، بلکه این است که با تیزبینی، حقیقت را از دل این خیالها و شباهتها بیرون بکشد؛ همانطور که صراف، سکهٔ اصل را از تقلبی تشخیص میدهد.
- ضلال
- گمراهی، انحراف از راه راست
- بیحقیقت
- بدون ریشه و اصل در واقعیت، بیاساس
Keskustelu — Kysy tästä säeparista – vastaukset Masnavista, jokainen säe viitattuna
Keskustelusi säilyy tällä laitteella, ellet jaa sitä.
Mitä lukijat kysyivät0
Kysymyksiä ei ole vielä jaettu – omasi voisi olla ensimmäinen.