Lue› Daftar 5› Tarina myös fatalistin vastineena ja vapaan tahdon vahvistamiseksi sekä käskyjen ja kieltojen oikeellisuudeksi ja selitykseksi, että fatalistin tekosyyttä ei hyväksytä missään kansassa eikä missään uskonnossa eikä se vapauta häntä tekemänsä teon rangaistuksesta, aivan kuten Iblis-fatalisti ei vapautunut sanomalla: 'Koska sinä olet eksyttänyt minut.' Ja vähäinen viittaa paljon.› Säepari 3072
M5:3072 — صاحب باغ آمد و گفت ای دنی / از خدا شرمیت کو چه میکنی
M5:3072
Merkitys · به زبانِ تو — Oma kielesi · AI
صاحب باغ، مردی را که مخفیانه بالای درخت رفته و میوه میچید، سرزنش میکند و او را به خاطر این کار زشت به ترس از خدا و شرم و حیا فرامیخواند.
این بیت نقطهٔ آغاز رویارویی در حکایتی است که مولوی برای نقد دیدگاه جبرگرایانه بیان میکند. مردی دزدانه در حال چیدن میوههای باغ دیگری است که صاحب باغ سر میرسد و با لحنی تحقیرآمیز و در عین حال پندآموز، او را خطاب قرار میدهد.
عبارت «ای دنی» (ای پستفطرت) نشاندهندهٔ زشتی و حقارت عمل دزدی در چشم صاحب باغ است. بلافاصله پس از آن، با پرسش «از خدا شرمیت کو؟»، او را به یک اصل بنیادین اخلاقی و دینی ارجاع میدهد: حیا و شرم از خداوند که ناظر بر تمام اعمال است. این پرسش صرفاً یک ملامت ساده نیست، بلکه مقدمهای است برای بحث اصلی داستان، یعنی مسئولیتپذیری انسان در برابر اعمالش.
در ادامهٔ داستان، دزد برای توجیه کار خود به استدلال جبر پناه میبرد و میگوید که او «بندهٔ خدا»ست و از «باغ خدا» روزی میخورد. مولوی این منطق سست را از زبان دزد بیان میکند تا در نهایت با پاسخ هوشمندانهٔ صاحب باغ، پوچی و ریاکارانه بودن استفاده از جبر برای توجیه گناه و بیمسئولیتی را آشکار سازد. این بیت، صحنه را برای این جدال فکری آماده میکند و نشان میدهد که از دیدگاه عقل سلیم و عرف، هر فردی در برابر انتخابها و کارهایش مسئول است.
- دنی
- پست، فرومایه
- شرمیت کو
- شرم و حیای تو کجاست؟
Keskustelu — Kysy tästä säeparista – vastaukset Masnavista, jokainen säe viitattuna
Keskustelusi säilyy tällä laitteella, ellet jaa sitä.
Mitä lukijat kysyivät0
Kysymyksiä ei ole vielä jaettu – omasi voisi olla ensimmäinen.