Lue› Daftar 5› Selitys siitä, että tyytyväisen sielun puhtaus ja yksinkertaisuus häiriintyvät ajatuksista, aivan kuten peilin pinnalle jotain kirjoitetaan tai piirretään, vaikka se pyyhittäisi pois, jälki jää ja vika› Säepari 570
M5:570 — گر دخان او را دلیل آتشست / بیدخان ما را در آن آتش خوشست
M5:570
شرحِ سروش — hänen nauhoitetuista Masnavi-luennoistaan
شرح
جلسهٔ 18 — [06:37:00] عشق، دریایی بیانتها و تجربهای مستقیم
قبل از ازل بوده و بعد از ابد است و به این معنا بیسر و بیپا است، یعنی بیابتدا و بیانتهاست و چیزی نیست که بتوان از او در مقام بیان دم زد و تعریف کرد. به علاوه که مولوی در همین ابیات، در همین آغاز کار به ما میگوید که عشق مثل بسیاری از امور انسانی و اگزیستانسیل دیگر، چشیدنیست، نه شنیدنی. یعنی نمیتوان به تعریف بسنده کرد. نمیتوان از طریق مفاهیم به طرف او و به سراغ او رفت و وصفالحال او رو کشف کرد. این امریست که هرچند درباره او بشنوید کافی نیست و گاهی شنیدهها حجاب حقیقت است و شما به همون شنیدهها قناعت میکنید و به سراغ اصل نمیروید. این چیزیست که اون رو باید تجربه کرد. تجربه مستقیم کرد. درست شبیه اینکه با شما از آتش سخن بگویند، این بسیار فرق دارد تا وقتی که شما دستتون در آتش برود و بسوزید. و به قول مولانا در جای دیگری میگه:
میگه بعضیا از راه دود دلالت میورزند بر آتش. اینکه چون آتشی هست، دودی هم به پا شده است. ولی من، ما در درون آتش نشستهایم و به آتش استدلالاً نرسیدهایم که کسی برای ما دلیل بیاره، بگه پس ثابت شد که آتشی هست ولو اینکه تو نمیبینی. ما در خود آتش نشستهایم. بیدخان ما را در این آتش خوش است.
به زبانِ تو — Oma kielesi · AI
Keskustelu — Kysy tästä säeparista – vastaukset Masnavista, jokainen säe viitattuna
Keskustelusi säilyy tällä laitteella, ellet jaa sitä.
Mitä lukijat kysyivät0
Kysymyksiä ei ole vielä jaettu – omasi voisi olla ensimmäinen.