Lue Daftar 6 Kysyjän kysymys kaupungin muurin päällä istuvasta linnusta: Onko sen pää arvokkaampi, kunnioitetumpi ja jalompi vai sen häntä? Ja saarnan antajan vastaus kysyjälle hänen ymmärryksensä mukaan Säepari 131

M6:131 — بر سر بارو یکی مرغی نشست / از سر و از دم کدامینش بهست‌؟

بر سر بارو یکی مرغی نشستاز سر و از دم کدامینش بهست‌؟
✦ Renderöi tämä beyt kielellä Suomi

M6:131

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — hänen nauhoitetuista Masnavi-luennoistaan

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: بر بالای دیواری، پرنده‌ای نشسته بود؛ از سر و از دمش، کدام یک برتر و ارزشمندتر است؟

معنا: این بیت با طرح سؤالی ظاهراً ساده دربارهٔ برتری یک جزء از پرنده نسبت به جزء دیگر، به این نکته بنیادین اشاره می‌کند که ارزش حقیقی در راستا و جهت‌گیری است، نه در ماهیت ذاتی یا جایگاه ظاهری.

شرح

مولانا در این بیت و ابیات پس از آن، قصه‌ای به ظاهر ساده را روایت می‌کند: پرسشگری از واعظی می‌پرسد که پرنده‌ای بر سرِ بارویِ شهری نشسته است، سرِ او گرامی‌تر است یا دمش؟ پرسشی که ذهن ما را بلافاصله به سمت تفاوت‌های ذاتی سوق می‌دهد. اما پاسخ واعظ، که مولانا آن را «به قدر فهم» سائل می‌دهد، چرخشی معنایی و هستی‌شناسانه ایجاد می‌کند.

واعظ با بی‌اهمیت دانستنِ «سر» یا «دم» در ذات خود، مسئله را به «جهت» آن دو منتقل می‌کند. او می‌گوید: «اگر رویش به شهر و دم به ده، روی او از دم او می‌دان که به. ور سوی شهر است دم، رویش به ده، خاک اون دم باش و از رویش بجه.» یعنی اگر دم به سوی آبادی و شهر است و سر به سوی ویرانی، آن دم از سری که به ویرانی است، بهتر است. مهم، راستا و سمت و سوی پرنده است، نه ترکیب بدنی آن.

این حکایت ساده، رمزگشای یکی از عمیق‌ترین معرفت‌های مولاناست: ارزش‌گذاری نه بر اساس ماهیت اولیه، بلکه بر مبنای «همت»، «سودا»، «عزم» و «آرمان». این همان نکته‌ای است که مولانا پیش‌تر در دفتر سوم، در داستان «حبل الله» فرموده بود: «مر رسن را نیست جرمی ای عنود، چون تو را سودای سربالا نبود.» طناب فی‌نفسه بی‌جهت و خنثی است؛ این سودا و همتِ گیرندهٔ طناب است که آن را به سوی آسمان یا قعر چاه می‌برد. قرآن، مثنوی، یا هر متن مقدس دیگر، در غیابِ سودای خواننده، همچون کتابی دربسته بر طاقچه است. انسان است که با جهت‌گیری و نیت خود، به آن‌ها جان و معنا می‌بخشد و از آن‌ها داروی شفا یا حتی زهر هلاک می‌سازد. ما «واهب‌الصور» هستیم؛ به چیزهای بی‌جان، صورت و جهت می‌دهیم.

قامت آدمی، به تعبیر مولانا، برابر با «سقف آرمان‌های اوست». نه شکل ظاهری او، نه نژاد و رنگ او، بلکه آن چیزی که می‌جوید و آن همتی که او را به طلب وا می‌دارد، تعیین‌کنندهٔ قدر و ارزش اوست. عقابی که موش شکار می‌کند، هرچند عقاب است، اما «حقیر» می‌شود. در مقابل، جغدی که میلش به شاه است، «سرِ بازان» است، حتی اگر ظاهری نازیبا داشته باشد. همچنان که در جای دیگر می‌فرماید در همراهی با حاجی، «منگر اندر طبع و اندر رنگ او، بنگر اندر عزم و در آهنگ او». آنچه انسانی را در مسیر حق قرار می‌دهد، نه اصالت نژادی یا طبقاتی، بلکه «عزم» و «آهنگ» او برای رسیدن به مقصد است. این نگاه، معیار ارزیابی ما را از ظاهر به باطن و از واقعیت‌های ثابت به واقعیت‌های سیالِ قصد و نیت منتقل می‌کند و جوهرِ «عمل» را در پرتو «جهت» و «هدف» معنا می‌بخشد.

نکات کلیدی

  • اهمیت جهت‌گیری و نیت بر ماهیت ذاتی اشیاء و اعمال.
  • مولانا بر سقف آرمان‌ها و همت انسان برای تعیین ارزش او تأکید دارد، نه بر ویژگی‌های ظاهری.
  • معنای متون مقدس (مانند قرآن و مثنوی) توسط سودا و نیّت خواننده شکل می‌گیرد.
  • انسان در مقام «واهب‌الصور» به چیزهای بی‌جان، جهت و معنا می‌بخشد.
  • عزم و آهنگ یک سفر روحانی (چون حج) بر نژاد و ظاهر برتری دارد و نشان‌دهندهٔ ارزش حقیقی است.

Sources: d6-s04 · 00:28:28 d6-s04 · 00:30:00 d6-s04 · 00:32:00 d6-s04 · 00:33:19

به زبانِ تو — Oma kielesi · AI

Keskustelu — Kysy tästä säeparista – vastaukset Masnavista, jokainen säe viitattuna

Keskustelusi säilyy tällä laitteella, ellet jaa sitä.

Mitä lukijat kysyivät

Kysymyksiä ei ole vielä jaettu – omasi voisi olla ensimmäinen.