Lue Daftar 6 Loput tarinasta köyhästä, joka etsii elatusta ilman ansiotyötä Säepari 1900

M6:1900 — هم‌چنین برمی‌شمر تازه و کهن / ور ملولی رو تو کار خویش کن

هم‌چنین برمی‌شمر تازه و کهنور ملولی رو تو کار خویش کن
✦ Renderöi tämä beyt kielellä Suomi

M6:1900

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — hänen nauhoitetuista Masnavi-luennoistaan

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: همچنین پیوسته بگو از مثال‌های تازه و کهنه؛ و اگر از این سخنان دلت تنگ آمد، برو دنبال کار خودت. معنا: مولانا پس از ذکر قبله‌های گوناگون مردمان، می‌گوید اگر از این نوع دسته‌بندی و مثال‌ها دل‌خسته شدی، به میل خودت عمل کن و پی کار خویش رو.

شرح

این بیت در ادامهٔ فهرست بلندی از «قبله‌ها» یا جهت‌گیری‌های باطنی مردمان می‌آید که مولانا برای انواع انسان‌ها برمی‌شمارد؛ از قبلهٔ جبرئیل و جان‌های والا که «سدرةالمنتهی» است تا قبلهٔ «عبدالبطون» که «سفره» است و «عقل مفلسف» که «خیال» است. پس از این برشمرده‌ها، مولانا بی‌مقدمه می‌گوید که اگر از این جنس سخنان و مثال‌های پیاپی «ملول» شدی، یعنی دلت تنگ آمد یا دیگر رمقی برای شنیدن نداشتی، «رو تو کار خویش کن».

من معتقدم این یک حرکت کاملاً عامدانه و هوشمندانه از سوی مولاناست. او به صراحت و با لحنی قاطع، خواننده یا شنوندهٔ خسته و بی‌رمق را به حال خود وامی‌گذارد. این از آنجا می‌آید که مثنوی برای همگان نوشته نشده است. مولانا کتابی برای اقناع هر ذهن و ذائقه نیست؛ او می‌داند که هر کسی را «خویی» است و «رزقی». اگر جان تو با این سخنان، این «قبله‌ها» و این «رمزگشایی‌ها» سر سازگاری ندارد، خود را به مشقت نیفکن.

این در واقع تجلی نوعی «پلورالیسم» در عالم جان‌هاست که در تفکر مولانا دیده می‌شود. او به خوبی می‌داند که مسیرها متفاوت‌اند و ظرفیت‌های شنیدن یکسان نیست. همان‌طور که فیلسوفی مثل ویتگنشتاین معتقد بود آنچه را که نمی‌توان گفت، باید خاموش ماند، مولانا نیز می‌داند که برخی حقایق، اگر پذیرفته نشوند، بار خاطر می‌شوند. به همین دلیل، به جای اصرار، آزادی انتخاب می‌دهد. این نه نشانه‌ای از بی‌اعتنایی، بلکه از یک درک عمیق از ماهیت حقیقت است؛ حقایقی که نه با زور، بلکه با جان پذیرا می‌شوند. اگر «سودای سربالا» نداری، طناب را نخواهی گرفت و از جنس طناب خواهی پرسید. اینجا نیز، اگر شوقی در جانت نیست، پس به دنبال آنچه جانت می‌طلبد برو.

این بیت پیش‌درآمدی است برای بحث مهم «خوی» و «رزق» که بلافاصله پس از آن می‌آید. مولانا در ابیات بعدی توضیح می‌دهد که خداوند «رزق» و سهم هر موجودی را مطابق «خو» و سرشت او فراهم کرده است: «خوی آن را عاشق نان کرده‌ایم / خوی این را مست جانان کرده‌ایم». این بیت حاضر به ما می‌گوید که پیش از آنکه رزقی به تو برسد، باید «خوی» خود را دریابی؛ اگر «ملولی»، شاید خوی تو چیز دیگری می‌طلبد. مولانا با این بیت، نوعی خودآگاهی را از خواننده طلب می‌کند و مرزهای مخاطبانش را ترسیم می‌کند. مثنوی برای کسانی است که جانشان از شنیدن این سخنان «ملول» نمی‌شود، بلکه شوق بیشتری می‌یابد.

نکات کلیدی

  • مولانا شنوندهٔ ملول را به حال خود وامی‌گذارد، نشانه‌ای از اینکه مثنوی برای همگان نیست.
  • این بیت بر اهمیت «خو» و سرشت درونی انسان تأکید می‌کند؛ هر کس باید کار مناسب خوی خود را بیابد.
  • مثنوی بر پذیرش داوطلبانه و شوق باطنی استوار است، نه بر اجبار و اقناع منطقی.
  • مفاهیم حقایق و جهت‌گیری‌های باطنی در مثنوی، خودگزینی را طلب می‌کنند.
  • این بیت آزادی معنوی و حق انتخاب مسیر فردی را محترم می‌شمارد.

Sources: d6-s42 [01:06:58:00] d6-s42 [01:07:19:00] d6-s42 [01:10:32:00] d6-s42 [01:13:30:00] d6-s42 [01:24:19:00]

به زبانِ تو — Oma kielesi · AI

Keskustelu — Kysy tästä säeparista – vastaukset Masnavista, jokainen säe viitattuna

Keskustelusi säilyy tällä laitteella, ellet jaa sitä.

Mitä lukijat kysyivät

Kysymyksiä ei ole vielä jaettu – omasi voisi olla ensimmäinen.