Lue Daftar 6 Hud-profeetan ihme, rauha hänelle, uskovien pelastuksessa tuulen laskeutuessa Säepari 2220

M6:2220 — راست را دید او رواجی و فروغ / بر امید آن روان کرد او دروغ

راست را دید او رواجی و فروغبر امید آن روان کرد او دروغ
✦ Renderöi tämä beyt kielellä Suomi

M6:2220

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — hänen nauhoitetuista Masnavi-luennoistaan

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: او دید که راستی رونق و روشنایی دارد، به امید آن، دروغ را رواج داد. معنا: کسی که دروغ می‌گوید، با دیدن ارزش و اعتبار حقیقت، دروغ خود را به امید کسب همان اعتبار، منتشر می‌کند.

شرح

مولانا در اینجا به یکی از عمیق‌ترین حقایق هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی اشاره می‌کند. من بارها گفته‌ام که دروغ را نمی‌توان بدون راست فهمید. دروغ، انگلی است که از درخت راست تغذیه می‌کند. اگر راست نبود، دروغی هم در کار نبود؛ چون دروغ برای اینکه رواج یابد و مقبول افتد، باید خود را به لباس راستین بپوشاند. سکه تقلبی وقتی ارزش پیدا می‌کند که سکه حقیقی وجود داشته باشد و مردم به آن اعتماد کنند. هیچ‌کس سکه تقلبی را به عنوان تقلبی نمی‌خرد، بلکه آن را به امید راستین بودنش می‌خرد. این یعنی ذات دروغ، فریبندگی است و فریبندگی از راستین‌نمایی می‌آید.

حکیمان و فیلسوفان، از جمله مولانا، به ما آموخته‌اند که حتی اوهام و خیالات بی‌ریشه و بی‌حقیقت نیستند. اینطور نیست که یک وهم به کلی از هیچ به وجود آمده باشد. همانطور که مولانا خود می‌گوید: "هیچ وهمی بی‌حقیقت کی بود؟ هیچ قلبی بی‌صحیحی کی رود؟" این یعنی هر آنچه در جهان ادراک ما پدیدار می‌شود، حتی اگر نادرست بنماید، ریشه‌ای در یک واقعیت دارد که ممکن است ما آن را به درستی درنیابیم. دروغ، یک «کپی» کج و معوج از راست است. فرد دروغگو، فروغ و رواج راست را می‌بیند و با امید به اینکه دروغش نیز همچون راست رواج یابد، آن را روانه بازار می‌کند.

پس، دروغ در واقع پوشاندن راست است و ضد راست. این بیت اشاره‌ای عمیق به این دارد که باطل هرگز وجود مستقلی ندارد؛ همواره نیازمند حق است تا خود را بر آن بپوشاند و از اعتبار آن بهره گیرد. به همین دلیل است که مولانا خطاب به دروغ می‌گوید: «ای دروغی که ز صدقت این نواست / شکر نعمت گو، مکن انکار راست». دروغ باید شاکر راست باشد، چرا که هستی و اعتبار خود را از وجود راست وام می‌گیرد. هر جا که باطل رواج می‌یابد، به این معنا نیست که حقی وجود ندارد؛ بلکه به این معناست که باطل لباس حق پوشیده است. این آموزه، نگاهی خوش‌بینانه و هستی‌مدار به جهان می‌دهد: در نهایت، حقیقت و راستی پایه و اساس همه چیز است، حتی آنچه که در ظاهر باطل می‌نماید.

نکات کلیدی

  • دروغ برای رواج خود، نیازمند پوشیدن لباس راستین است.
  • اگر حقیقت وجود نداشت، دروغی هم مطرح نمی‌شد؛ دروغ، انگلی است که از راست تغذیه می‌کند.
  • سکه تقلبی نشان‌دهنده وجود سکه حقیقی است؛ باطل نیز از وجود حق مایه می‌گیرد.
  • حتی اوهام و خیالات نیز ریشه‌ای در حقیقت دارند؛ هیچ چیزی کاملاً از هیچ برنمی‌آید.
  • مولانا به دروغ می‌گوید که باید شکرگزار راست باشد، زیرا هستی و اعتبارش را از آن وام گرفته است.

Sources: d6-s51 · 57:53:00

به زبانِ تو — Oma kielesi · AI

Keskustelu — Kysy tästä säeparista – vastaukset Masnavista, jokainen säe viitattuna

Keskustelusi säilyy tällä laitteella, ellet jaa sitä.

Mitä lukijat kysyivät

Kysymyksiä ei ole vielä jaettu – omasi voisi olla ensimmäinen.