Lue Daftar 6 Termezin kuninkaan herran julistus: ”Jokainen, joka menee Samarkandiin kolmen tai neljän päivän kuluessa tiettyä tehtävää varten, saa viitan, hevosen, orjan, orjattaren ja niin ja niin paljon kultaa.” Ja kuinka narrin kuullessa tämän julistuksen kylässä hän tuli kuriirina kuninkaan luo sanoen: ”Minä en ainakaan voi mennä.” Säepari 2626

M6:2626 — هین بگردان از تحری رو و سر / که پدید آمد معاد و مستقر

هین بگردان از تحری رو و سرکه پدید آمد معاد و مستقر
✦ Renderöi tämä beyt kielellä Suomi

M6:2626

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — hänen nauhoitetuista Masnavi-luennoistaan

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هشدار! چهره و سر را از جستجو و تحقیق بازگردان، زیرا که جایگاه بازگشت (معاد) و محل استقرار (مستقر) آشکار گشته است. معنا: این بیت می‌گوید زمانی که حقیقت نهایی و مقصد اصلی انسان بر او آشکار شود، دیگر نیازی به جستجو و تحقیق نیست و باید یکسره به سوی آن روانه شد.

شرح

این بیت، دعوتی است به ترک جستجو و تحقیق، زمانی که مقصد و منزلگاه نهایی آشکار می‌شود. مولانا می‌فرماید: «معاد» یعنی جایی که باید به آن بازگردی و «مستقر» یعنی جایی که قرار است در آن بنشینی. وقتی این حقایق بر تو مکشوف شد، دیگر نیازی به این سو و آن سو نگریستن و از این و آن پرسیدن نیست؛ فقط باید سر فرود آوری و به سوی آن بروی. اما من باید بلافاصله این دستور را مقید کنم. در روزگار ما، این اندیشه که پس از "کشف حقیقت" باید دست از "جستجو" کشید، بسیار خطرناک است. این درسی نیست که بتوانیم به کسی بدهیم یا بپذیریم. به نظر من، این نوعی "عقل‌فروشی" و "کفران نعمت عقلانیت" است که با روح عصر ما سازگار نیست. آنچه مولانا در اینجا می‌گوید، به یک "مقام" خاص عرفانی مربوط است، نه یک "قاعده" عام برای همه. او در ابیات پس از این، برای تبیین منظور خود، به قبله اشاره می‌کند: "قبله را چون کرد دست حق عیان / پس تحری بعد از این مردود دان." یعنی وقتی قبله اصلی و حقیقی آشکار شد، دیگر "تحری" و جهت‌یابی برای یافتن قبله، معنا ندارد. این برای کسی است که با چشم دل، قبله حقیقی را دیده و به "یقین" رسیده است. برای چنین فردی، غفلت از این قبله («زاهل شدن») مساوی است با "سخره هر قبله باطل شدن"؛ یعنی مورد تمسخر قبله‌های دروغین قرار گرفتن. او هشدار می‌دهد که ناسپاسی از "تمییزده" (آنکه راه درست را نشان داده)، باعث می‌شود "خاطرت قبله‌شناس" از تو بجهد؛ یعنی حس قبله‌شناسی را از دست بدهی. با این حال، حتی برای کسی که به این مقام یقین رسیده، مولانا توصیه‌ای حیاتی دارد: "گر از این انبار خواهی بر و بر / نیم ساعت هم ز همدردان مبر." اگر می‌خواهی از گنجینه‌های معنوی بهره‌مند شوی، "نیم ساعت هم از همدردان دور نشو." "همدرد" کیست؟ تشنگان حقیقت. کسانی که درد طلب دارند. این "درد"، موتور محرک معنویت است. مولانا می‌گوید: "آب کم جو، تشنگی آور به دست / تا بجوشد آب از بالا و پست." همراهی با همدردان، با تشنگان، با حقیقت‌جویان، این خود یک "جستجو"ی مداوم است، نه یک "ترک جستجو". زندگی بدون "جستجو"، بی معنا می‌شود. طلب و عطش است که به زندگی معنی می‌بخشد. اگر آدمی "بی‌درد" شد و "بی‌طلب" گشت، نه حرف دردمندان را می‌فهمد و نه قادر است معنای راستین را دریابد. مولانا خود "همدرد" ماست؛ همدرد عشق، همدرد حقیقت، همدرد وصال و فراق. همراهی با او از طریق کتابش، خود بهترین نوع "همدردی" است. اینجاست که "تحری" دیگر نه به معنای سرگردانی، بلکه به معنای "همراهی در طلب" و "عمق‌بخشی به یافته‌ها" می‌شود. در این نگاه، هیچ‌گاه باب پرسشگری و طلب بسته نمی‌شود، بلکه نوع و عمق آن تغییر می‌کند.

نکات کلیدی

  • دستور «ترک جستجو» در این بیت، مخصوص مقام «یقین» عرفانی است و نباید به همه تعمیم یابد.
  • در عصر حاضر، نفی پرسشگری عام، نوعی "کفران نعمت عقلانیت" محسوب می‌شود.
  • آنچه مولانا منع می‌کند، «تحری» در یافتن «قبله» پس از آشکار شدنش است، نه توقف «طلب» حقیقت.
  • «همدردی» با تشنگان و حقیقت‌جویان، راه بهره‌مندی از معارف الهی است و خود نوعی جستجوی مداوم محسوب می‌شود.
  • زندگی بدون جستجو و طلب، بی‌معنا و ملال‌آور است؛ طلب، معنابخش حیات انسانی است.

Sources: d6-s60 · 54:15 d6-s60 · 54:50 d6-s60 · 58:27 d6-s60 · 1:01:10 d6-s60 · 1:03:05

به زبانِ تو — Oma kielesi · AI

Keskustelu — Kysy tästä säeparista – vastaukset Masnavista, jokainen säe viitattuna

Keskustelusi säilyy tällä laitteella, ellet jaa sitä.

Mitä lukijat kysyivät

Kysymyksiä ei ole vielä jaettu – omasi voisi olla ensimmäinen.