Lue Daftar 6 Ja'farin, olkoon Jumala häneen tyytyväinen, tulo valtaamaan linnoitus yksin, ja linnoituksen kuninkaan neuvottelu hänen torjumisekseen, ja ministerin sanoessa kuninkaalle: ”Antaudu, äläkä tee tyhmyyttä, sillä tämä mies on mies, ja hänellä on suuri kokoelma totuudesta sielussaan, ja niin edelleen.” Säepari 3073

M6:3073 — بی‌چنین آیینه از خوبی من / برنتابد نه زمین و نه زمن

بی‌چنین آیینه از خوبی منبرنتابد نه زمین و نه زمن
✦ Renderöi tämä beyt kielellä Suomi

M6:3073

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — hänen nauhoitetuista Masnavi-luennoistaan

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: بدون چنین آینه‌ای (یعنی دل مؤمن)، از زیبایی و خوبی من نه زمین می‌تواند پرتوی بگیرد و نه زمان می‌تواند جلوه‌ای ببخشد. معنا: این بیت بیان می‌دارد که تجلیِ جمال و صفات نیکوی خداوند، به واسطهٔ آینهٔ دل انسانِ مؤمن محقق می‌شود و این دل، جلوه‌گاهی بی‌مانند برای انعکاسِ کمالات الهی است که زمین و زمان به تنهایی از آن بی‌بهره‌اند.

شرح

این بیت، ادامه‌ای است بر حدیث قدسی مشهور که «لَا يَسَعُنِي أَرْضِي وَلَا سَمَائِي وَلَكِنْ يَسَعُنِي قَلْبُ عَبْدِي الْمُؤْمِنِ»؛ یعنی نه آسمان و نه زمین، بلکه تنها دل بندهٔ مؤمن گنجایش مرا دارد. مولانا پیش از این فرمود که حق تعالی همچون «ضیف» و مهمانی در دل مؤمن جای می‌گیرد، حتی با اینکه صاحب‌خانه است، خود را مهمان می‌شمارد. حال در این بیت، آن «دل مؤمن» را «آینه»ای خاص می‌خواند که بدون آن، «خوبی من» – یعنی صفات جمالی و لطیف الهی، نه فقط صفات قهری و جلالی – نمی‌تواند بر «زمین» و «زمن» (بر عالم و بر زمانه) برتابد و منعکس شود.

من قویاً معتقدم که مولانا در اینجا دو نوع آینه را به تصویر می‌کشد: یکی آینهٔ «زمین و زمن» است که گنجایش نمایش «تمام خوبی من» را ندارد. جهان هستی، بی‌شک آیینهٔ جمال حق است؛ ما می‌توانیم با نگاه به نظم عالم، به وجود خالق پی ببریم، درست مثل پی بردن از دود به آتش. اما این یک استدلال و دلالت است، نه یک مشاهدهٔ مستقیم و رویارویی با «صاحب چهره». مولانا در جای دیگر می‌فرماید «ما را به چشم سر مبین»، یعنی با چشم ظاهربین نمی‌توان به حقیقت ماورایی پی برد.

آینهٔ دوم و ممتاز، همان «چنین آیینه» است که دل مؤمن است. این دل است که می‌تواند «بی‌چون و بی‌چگونه و بی‌کیف» تجلیات الهی را در خود بازتاب دهد و میزبان «خوبی من» باشد. به تعبیر سعدی، «تو بزرگی و در آیینه کوچک ننمایی»، اما آینهٔ دل مؤمن، آینه‌ای‌ست که ظرفیت بزرگ‌تر و جامع‌تری دارد. این دل، آن «انسان کامل»ی را می‌سازد که عارفان او را «جامع جمیع اسماء الهی» دانسته‌اند؛ آینه‌ای که هرچه جامع‌تر و وسیع‌تر باشد، انعکاس جمال بی‌نهایت در آن کامل‌تر و روشن‌تر است. پس «خوبی من» به معنای تمام و کمالِ صفات الهی، تنها در این آینهٔ شریفِ دل انسان، آن هم دلِ مؤمن، می‌تواند به تمامیت خود را بنمایاند؛ نقشی که نه زمین و نه زمانه، به تنهایی قادر به ایفای آن نیستند.

نکات کلیدی

  • دل مؤمن، یگانه آینه‌ای است که می‌تواند «خوبی من» (جمال و لطف الهی) را به طور کامل منعکس کند.
  • جهان مادی (زمین و زمان) نیز آیینهٔ حق است، اما ظرفیت آن برای تجلی صفات جمالیِ خداوند محدودتر از دل انسان است.
  • شاهدِ مستقیمِ جمال الهی بودن (همچون آیینه) با استدلال و پی بردن از معلول به علت (همچون دود به آتش) تفاوت دارد.
  • حدیث قدسی «دل مؤمن خانهٔ خداست» اساس این درک مولانا را شکل می‌دهد.

Sources: d6-s69 · 07:26:00 d6-s69 · 08:45:00 d6-s69 · 09:06:00

به زبانِ تو — Oma kielesi · AI

Keskustelu — Kysy tästä säeparista – vastaukset Masnavista, jokainen säe viitattuna

Keskustelusi säilyy tällä laitteella, ellet jaa sitä.

Mitä lukijat kysyivät

Kysymyksiä ei ole vielä jaettu – omasi voisi olla ensimmäinen.