Lue Daftar 6 Siitä, että tämä ylpeys ei ollut vain tuolla intialaisella, vaan jokainen ihminen on alttiina sellaiselle ylpeydelle jokaisessa vaiheessa, paitsi se, jonka Jumala on varjellut Säepari 339

M6:339 — بد نماند چون اشارت کرد دوست / کفر ایمان شد چو کفر از بهر اوست

بد نماند چون اشارت کرد دوستکفر ایمان شد چو کفر از بهر اوست
✦ Renderöi tämä beyt kielellä Suomi

M6:339

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — hänen nauhoitetuista Masnavi-luennoistaan

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: بد دیگر بد نمی‌ماند، آنگاه که دوست (خداوند) بدان اشارت کند؛ کفر هم به ایمان بدل می‌شود، چون آن کفر خود برای رضای او باشد.

معنا: مولانا در این بیت بیان می‌دارد که هر عملی که به ظاهر ناپسند می‌نماید، اگر به امر و رضایت خداوند باشد، نیکو و بلکه عین ایمان خواهد شد.

شرح

در این بیت، مولانا سخنی پرمعنا و عمیق می‌گوید که ریشه‌هایی در کلام الهی و فلسفهٔ اشعری دارد، هرچند من همواره تأکید کرده‌ام که مولانا نه در برکهٔ کوچک مذاهب می‌گنجد و نه پای در راه دیگران می‌نهد؛ او خود راهی تازه است، اما به حکم بشریت، گاه به این سو و گاه به آن سو می‌لغزد و از اندیشه‌های گوناگون بهره می‌گیرد. اینجا بی‌گمان با یک لغزش پربار به سوی نگاه اشعریت مواجهیم.

مولانا می‌گوید: «بد نماند چون اشارت کرد دوست». یعنی آنچه در نظر ما «بد» و ناپسند می‌آید، وقتی که حضرت دوست، یعنی خداوند، به آن امر کند یا به آن اشارتی داشته باشد، دیگر بد نمی‌ماند؛ بلکه نیکو و خیر محض می‌شود. می‌دانید که نزد اشاعره، نیک و بد به خودی خود اصالتی ندارد. این امر و نهی خداوند است که به عملی صفت نیکویی می‌بخشد و از آن سلب می‌کند. عملی ذاتاً خوب یا بد نیست؛ بلکه وقتی خداوند به آن فرمان دهد، نیک می‌شود و وقتی نهی کند، بد.

در ادامه می‌فرماید: «کفر ایمان شد چو کفر از بهر اوست». این سخن از آن هم فراتر می‌رود. حتی آنچه به ظاهر «کفر» می‌نماید – یعنی سرپیچی، انکار یا هر عملی که از حدود شریعت بیرون است – اگر باطناً و از روی صدق، «از بهر او» باشد، یعنی به خاطر خداوند و در راه رضای او صورت گرفته باشد، خودِ آن کفر، به ایمان تبدیل می‌شود. این یعنی نیت و غایت عمل، ماهیت آن را دگرگون می‌کند. در وادی عشق و معرفت، مرزهای ظاهریِ کفر و ایمان درهم می‌شکند و آنچه ملاک است، نسبت انسان با محبوب ازلی است.

این نگاه را من در جای دیگر مثنوی نیز دیده‌ام. آنجا که مولانا اشاره می‌کند: «هر بدی که امر او پیش آورد / آن ز نیکوهای عالم بگذرد». یعنی حتی اگر یک حادثهٔ ناگوار به امر حق پیش آید، این حادثهٔ ناگوار پیامدهای نیکویی دارد که از نیکویی‌های عادیِ عالم هم فراتر می‌رود و عمیق‌تر است. یا در داستان صدف و در، می‌گوید: «زان صدف گر خسته گردد نیز پوست / ده مده که صد هزاران در در اوست». شکستن پوست صدف، که به ظاهر عملی مخرب است، در نهایت به کشف گوهرهای درون می‌انجامد. این نشان می‌دهد که در نگاه مولانا، آنچه به ظاهر نازیبا یا حتی بد می‌آید، اگر در ظرف مشیت الهی و با نیت او قرار گیرد، می‌تواند واسطهٔ خیرات بزرگ‌تر و منبع درهای بی‌کران باشد. این مکاشفه‌ای است که از مقام «رضا» و تسلیم کامل به قضای الهی برمی‌خیزد؛ مقامی که در آن، زبان آدمی از دعا و حتی اعتراض بسته می‌شود، چرا که هر آنچه از دوست رسد، عین نیکویی و خیر است.

نکات کلیدی

  • ماهیت خیر و شر، نه ذاتی بلکه تابع امر و رضایت الهی است.
  • قصد و نیّت قلبی 'از بهر او'، می‌تواند اعمال ظاهری را دگرگون سازد.
  • حتی کفر ظاهری، اگر برای رضای معشوق باشد، به ایمان حقیقی بدل می‌شود.
  • پذیرش قضای الهی و مقام رضا، موجب کشف خیرات پنهان در دل بدی‌هاست.
  • ظواهر امور فریبنده است؛ معیار نهایی، پیوند باطنی با حضرت حق است.

Sources: d6-s09 · 00:08:20 d6-s09 · 00:09:13 d6-s09 · 00:10:17 d1-s01 · 00:05:00 d1-s02 · 00:03:30

به زبانِ تو — Oma kielesi · AI

Keskustelu — Kysy tästä säeparista – vastaukset Masnavista, jokainen säe viitattuna

Keskustelusi säilyy tällä laitteella, ellet jaa sitä.

Mitä lukijat kysyivät

Kysymyksiä ei ole vielä jaettu – omasi voisi olla ensimmäinen.