Lue Daftar 6 Siitä, että tämä ylpeys ei ollut vain tuolla intialaisella, vaan jokainen ihminen on alttiina sellaiselle ylpeydelle jokaisessa vaiheessa, paitsi se, jonka Jumala on varjellut Säepari 347

M6:347 — چون بیامد سوخت پرش را گریخت / باز چون طفلان فتاد و ملح ریخت

چون بیامد سوخت پرش را گریختباز چون طفلان فتاد و ملح ریخت
✦ Renderöi tämä beyt kielellä Suomi

M6:347

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — hänen nauhoitetuista Masnavi-luennoistaan

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چون (پروانه) آمد، بالش سوخت و گریخت؛ باز همچون کودکان به زمین افتاد و اشک شور ریخت. معنا: این بیت، حال پروانه‌ای را تصویر می‌کند که به سوی آتش می‌رود، از سوزش پرهایش فرار می‌کند، اما دوباره با گریه و فراموشی، به طمع شیرینیِ نور، به همان آتش بازمی‌گردد. این نمادی از توبه شکستن و رجوع مکرر انسان به خطاهاست.

شرح

این بیت، در ادامهٔ توصیف مولانا از وضعیت انسان‌هایی است که در میانهٔ راهِ سلوک قرار دارند؛ کسانی که قدم صدقشان هنوز راسخ نیست و میان توبه و شکستن توبه در نوسان‌اند. مولانا در اینجا تمثیل پروانه و آتش را به کار می‌گیرد تا این حالِ رجعت و فراموشی را شرح دهد.

ببینید، مولانا می‌گوید که هر صورتی که در دل ما راه یافت، هر لذتی، هر تعلقی که انسان بدان گرفتار شد، پس از چشیدن شیرینیِ ظاهری‌اش، وقتی که تلخیِ ناگزیرش آشکار می‌شود، انسان "ده می‌دهد"؛ یعنی آن را پس می‌زند، طرد می‌کند، و پشیمان می‌شود که چرا خود را به آن شیرینیِ هوس‌آلود سپرد تا تلخیِ ناکامی را بکشد. این همان حالِ انسانِ متقلب و "خونی" و "لوند" است که پس از آنکه لذتش را برد، به گاه تلخیِ عیش، همه چیز را پس می‌زند.

حالا دقیقاً در همین سیاق است که مولانا می‌فرماید: «توبه می‌آرند هم پروانه‌وار / باز نسیان می‌کشدشان سوی نار». یعنی این انسان‌های بی‌ثبات، همچون پروانه‌ای هستند که به سوی آتش می‌رود. در ابتدا آتش را "نور" می‌پندارد و با طمعِ سود، بار سفر به سوی آن می‌بندد. اما همین که به آتش می‌رسد و پرهایش می‌سوزد، دردمندانه "می‌گریزد" و "همچو طفلان ملح می‌ریزد"؛ یعنی مانند کودکان اشک شور از چشمانش سرازیر می‌شود و زاری می‌کند. "ملح" که در عربی به معنای نمک است، اینجا کنایه از گریه و اشک شور است. این تصویر، نهایت درماندگی و پشیمانیِ آنی را نشان می‌دهد.

اما داستان به همین جا ختم نمی‌شود. مولانا تأکید می‌کند که این "نسیان" و فراموشی است که دوباره او را به سوی آتش می‌کشد. پروانه، گویا حافظه‌ای ندارد تا سوزش پیشین را به یاد آورد؛ یا طمعِ رسیدن به آن "نور" آنچنان بر او غلبه می‌کند که یادش می‌رود این نور، ناری سوزان است. پس، «باز نسیان می‌کشدشان سوی نار». بار دیگر بر گمان سود می‌رود، خویش را به آتش شمع می‌زند، پر می‌سوزاند و واپس می‌جهد. این چرخهٔ توبه شکستن و رجوع مکرر، ناشی از فراموشکاری (ناسی) و مستی (حرص) دل است.

این تمثیل عمیق، نه فقط دربارهٔ توبه از گناهان، بلکه دربارهٔ هر گونه تعلقِ ناسالم، هر گونه دلبستگی به "صورت"هاست که در نهایت به ندامت و پس زدن می‌انجامد. انسانِ بی‌ثبات، دائماً در این رفت و برگشت میان طمع و ندامت، میان پیش‌روی و پس‌روی، در جا می‌زند و به "مقصد" نهایی نمی‌رسد. این همان حالتی است که مولانا می‌خواهد هشدار دهد: صدق در سلوک، پایداری می‌طلبد، نه این تذبذب پروانه‌وار.

نکات کلیدی

  • این بیت نمادی از توبه شکستن و رجوع مکرر به خطاست که حاصل نسیان و طمع است.
  • پروانه ابتدا آتش را نور می‌بیند و با امید سود به آن نزدیک می‌شود.
  • سوزش پر و گریختن پروانه، تصویر پشیمانی و ندامت آنی پس از تجربه تلخی است.
  • اما «نسیان» یا فراموشی، عامل اصلی بازگشت پروانه به سوی همان آتش است.
  • این چرخهٔ میل به لذت‌های فریبنده و پشیمانی پس از آن، مانع از صدق و پایداری در سلوک می‌شود.

Sources: d6-s09 · 00:10:17

به زبانِ تو — Oma kielesi · AI

Keskustelu — Kysy tästä säeparista – vastaukset Masnavista, jokainen säe viitattuna

Keskustelusi säilyy tällä laitteella, ellet jaa sitä.

Mitä lukijat kysyivät

Kysymyksiä ei ole vielä jaettu – omasi voisi olla ensimmäinen.