Lue Daftar 6 Prinssien lähtö isänsä valtakuntiin heidän jätettyään hyvästit kuninkaalle, ja kuninkaan toistama testamentti hyvästien aikaan, ja niin edelleen. Säepari 3692

M6:3692 — چون مقلب حق بود ابصار را / که بگرداند دل و افکار را

چون مقلب حق بود ابصار راکه بگرداند دل و افکار را
✦ Renderöi tämä beyt kielellä Suomi

M6:3692

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — hänen nauhoitetuista Masnavi-luennoistaan

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: از آنجایی که خداوند گردانندهٔ دیده‌هاست، و اوست که دل‌ها و اندیشه‌ها را نیز دگرگون می‌کند. معنا: این بیت بیان می‌دارد که هیچ قطعیتی در عالم وجود ندارد، چرا که سررشتهٔ همه چیز در دست خداوند است و اوست که می‌تواند دیدگاه‌ها و افکار ما را به هر سویی که بخواهد برگرداند.

شرح

این بیت در میانهٔ مبحث سترگ مولانا جای می‌گیرد که به عدم قطعیت در عالم و قدرت بی‌کران الهی در دگرگون ساختن امور می‌پردازد. مولانا به ما می‌آموزد که هرچه در عالم می‌بینیم، در واقع پرده‌ای است که بر ارادهٔ یگانهٔ حق آویخته است. وقتی می‌گوید «چون مقلب حق بود ابصار را»، اشاره به این دارد که خداوند تنها گردانندهٔ دل‌ها نیست، بلکه دیده‌ها و آگاهی‌های ما را نیز در قبضهٔ قدرت خویش دارد. از همین رو، آنچه را می‌بینیم، و آنچه را می‌اندیشیم، جملگی تابعی از ارادهٔ اوست.

من این را بارها گفته‌ام که ما عادت کرده‌ایم به تداوم و علیت در طبیعت، و این تداوم را ذاتیِ عالم می‌پنداریم. اما به بیان غزالی و سپس مولانا، این «عادت الله» است، نه ضرورت ازلی. مثال گاو نر و خر، که مولانا در جایی دیگر می‌آورد، صریح‌ترین گواه بر این حقیقت است. اگر اسبی در اصطبل ببندی و فردا خری به جایش یابی، تعجب مکن! این خلاف روال جاری است، اما خلاف امکان نیست. خداوند دائم‌الخلق است و هر لحظه این عالم را نو می‌کند؛ پس «مقلب ابصار» است که می‌تواند هر لحظه، گاو را خر و خر را بز نماید.

این بینش، بنیاد تفکر مولاناست در نقد هرگونه جزم‌اندیشی و جبرگرایی، چه در علم و چه در تاریخ. تیر را به راست می‌افکنیم، اما به چپ می‌رود؛ به سوی آهویی می‌رویم، اما صید خوک می‌شویم؛ چاهی برای دیگری می‌کَنیم، اما خود در آن می‌افتیم. مولانا می‌پرسد: «در سبب چون بی‌مرادت کرد رب / پس چرا بدظن نگردی بر سبب؟» یعنی اگر می‌بینی اسباب، تو را به مقصود نمی‌رسانند، پس بدان که دست دیگری در کار است. این همان نکته‌ای است که کانت هم در باب علیت می‌گفت که تجربه نمی‌تواند آن را به ما بدهد؛ اما در حالی که کانت آن را قالب ذهنیِ ما می‌دانست، مولانا آن را ناشی از تدبیرِ آن «خفیه‌کار» می‌داند، یعنی خداوند.

این بصیرت از منظر الهیاتی بی‌اندازه مهم است. چنان که در نهج‌البلاغه آمده: «عرفتُ اللهَ بفسخِ العزائِمِ وَ نقضِ الهِمَم»؛ یعنی خدا را از آنجا شناختم که عزیمت‌ها و اراده‌های انسان را در هم می‌شکند. مولانا به ما می‌آموزد که جهان بر پای خود نمی‌ایستد. هر لحظه ممکن است تدبیر ما با اراده‌ای دیگر، با نیرویی قاهر، به هم بخورد. این «تقلیب خداست»، نه سفسطه یا بازیِ ذهن. اوست که خر را بز و بز را خر می‌نماید در چشم ما. این بدان معناست که هیچ‌کس نباید گمان کند که قوانین تاریخ را کشف کرده یا می‌تواند آینده را قطعی پیش‌بینی کند، چنان که مارکس یا فوکویاما پنداشتند. تاریخِ آینده، سرزمینی ناشناخته است و پیش‌بینی‌ها در آن شکننده. نهایت آنچه ما داریم، «علم قلیل» است و در برابر این مقلب ابصار، باید تواضع علمی و عملی پیشه کنیم. اسباب را باید به کار گرفت، اما اعتماد صددرصد بر آن‌ها روا نیست، چرا که «سبب‌گردان چو دم خر بود» و این خر سواری دارد.

نکات کلیدی

  • عدم قطعیت در عالم و قدرت مطلق الهی در دگرگون ساختن امور، هستهٔ اصلی این بیت است.
  • آنچه می‌بینیم و می‌اندیشیم، تابعی از ارادهٔ خداوند است و او «مقلب ابصار» (گردانندهٔ دیده‌ها) است.
  • این بیت نقدی است بر جزم‌اندیشی و جبرگرایی علمی و تاریخی؛ هیچ‌چیز در جهان ضروریِ ازلی نیست، بلکه همه چیز مشروط به ارادهٔ الهی است.
  • رومی تأکید می‌کند که وقتی اسباب به نتیجه نمی‌رسند، این نشانهٔ دخالت دستِ دیگری در کار است.
  • این «تقلیب خداست» که حقایق را در چشم ما دگرگون می‌کند، نه سفسطه یا خطای ذهنی.
  • در برابر این حقیقت، باید به «علم قلیل» خود اعتراف کرده و تواضع علمی و عملی پیشه کنیم.

Sources: d6-s81 · 56:24:00 d6-s81 · 59:09:00 d6-s81 · 64:30:00 d6-s81 · 68:00:00 d6-s81 · 72:00:00 d6-s81 · 73:40:00 d6-s81 · 74:50:00 d6-s81 · 76:38:00

به زبانِ تو — Oma kielesi · AI

Keskustelu — Kysy tästä säeparista – vastaukset Masnavista, jokainen säe viitattuna

Keskustelusi säilyy tällä laitteella, ellet jaa sitä.

Mitä lukijat kysyivät

Kysymyksiä ei ole vielä jaettu – omasi voisi olla ensimmäinen.