Lue Daftar 6 Sulttaanin poikien meneminen sen mukaisesti, että ”Ihminen on ahne sen suhteen, mikä on häneltä kiellettyä.” ”Me osoitimme nöyryyttämme, mutta sinun huono tapasi ei osannut ostaa palvelusta.” He hylkäsivät kaikki isän ohjeet ja neuvot ja menivät kiellettyyn linnoitukseen, jotta he putosivat koettelemusten kaivoon, ja heidän soimaavat sielunsa sanoivat heille: ”Eikö varoittaja tullut teille?” He sanoivat itkien ja katuvina: ”Jos olisimme kuunnelleet tai ymmärtäneet, emme olisi olleet helvetin asukkaiden joukossa.” Säepari 3730

M6:3730 — آن صور در بزم کز جام خوشی‌ست / فایدهٔ او بی‌خودی و بیهشی‌ست

آن صور در بزم کز جام خوشی‌ستفایدهٔ او بی‌خودی و بیهشی‌ست
✦ Renderöi tämä beyt kielellä Suomi

M6:3730

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — hänen nauhoitetuista Masnavi-luennoistaan

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: در هر مجلس و بزم خوشی که صورتی از جام می‌بینی، فایده و نتیجهٔ نهایی آن، بی‌خودی و بیهوشی است. معنا: این بیت بیان می‌کند که هر صورت ظاهری و مادی که در زندگی تجربه می‌کنیم، پیامد و اثر نادیدنی و غیرمادی به دنبال دارد؛ چنان که از ظاهر یک جام شراب، حالتی بی‌صورت از بی‌خودی حاصل می‌شود.

شرح

در این بیت، مولانا پرده از یکی از ظرائف فکری خود برمی‌دارد و نسبتی عمیق میان صورت و بی‌صورت را آشکار می‌کند. پیش‌تر گفته بودم که در اندیشهٔ مولانا، این «اندیشه‌ها» هستند که «کیش‌ها و پیشه‌ها» را شکل می‌دهند؛ یعنی امر بی‌صورتِ ذهن، صورت‌های عمل و زندگی را می‌آفریند. این دیدگاهی بود که تا پیش از مارکس و دوران مدرن، فیلسوفان عموماً به آن باور داشتند، هرچند که مارکس و پسامدرنیست‌ها عکس آن را ادعا کردند و گفتند «ما صانع حقیقتیم» و صورت‌های مادی، اندیشه‌ها را می‌سازند.

اما مولانا در این بیت و ابیات پس از آن، به ما نشان می‌دهد که رابطهٔ صورت و بی‌صورت یک‌طرفه نیست، بلکه دوطرفه و پیچیده است. او می‌فرماید گاهی از «صورت» به «بی‌صورت» می‌رسیم. اینجا او نسبت را وارونه می‌کند. اگر پیش از این، از بی‌صورت به صورت می‌رفتیم، حالا از صورت شروع می‌کنیم و به بی‌صورت ختم می‌شویم. این یک حرکت جدلی و دیالکتیکی در اندیشهٔ مولاناست که نشان می‌دهد او در دام تک‌بعدی‌نگری گرفتار نیست.

مثال‌های او درخشان است: «آن صور در بزم کز جام خوشی‌ست / فایدهٔ او بی‌خودی و بیهشی‌ست.» صورتِ یک جام شراب و نوشیدن آن، که حسی و محسوس است، به پیامدی بی‌صورت یعنی بی‌خودی و بیهشی می‌انجامد. این بی‌خودی و سرور، صورت ظاهری ندارد، اما واقعیتی روحی و درونی است. مولانا همین را به دیگر امور نیز بسط می‌دهد: «صورت مرد و زن و لعب و جماع / فایده‌اش بی‌هوشی وقت وقاع». صورت فیزیکی آمیزش، به لذتی بی‌صورت و عایدی درونی منجر می‌شود. یا «صورت کان و نمک، کان نعمت است / فایده‌اش آن قوت بی‌صورت است». نان و نمک که صورت مادی دارند، به قوت و انرژی بی‌صورتی بدل می‌شوند که جسم را می‌پوشاند.

هدف مولانا از این تمثیل‌ها چیست؟ او می‌خواهد ما را به ورای صورت‌ها ببرد و نشان دهد که همهٔ صورت‌ها، بندگان و خادمان بی‌صورت‌اند. هر صورت از بی‌صورتی برآمده و باز به بی‌صورت بازمی‌گردد، درست مانند «انا الیه راجعون». یعنی این صورت‌ها هم مخلوق بی‌صورت‌اند و هم مقدمه‌ای برای رسیدن به بی‌صورت. پس جای آن است که بپرسیم: «این صور چون بنده بی‌صورت‌اند / پس چرا در نفی صاحب نعمت‌اند؟» چرا صورت‌ها منکر وجود بی‌صورت می‌شوند و می‌خواهند همه چیز را در خود خلاصه کنند؟

این نقد مولانا بر کسانی است که به «بت‌پرستی صورت‌ها» گرفتارند؛ یعنی کسانی که فقط به ماده، طبیعت، قوانین طبیعی و حواس پنج‌گانه بسنده می‌کنند و روح، معنا و حقیقتِ غیرمادی را انکار می‌کنند. او این سخن را به «طبیعت‌گرایان» و «ماتریالیست‌ها» می‌کوبد. ما باید حواس جمع باشیم که در دام مستی این قدح‌های صورت گرفتار نشویم وگرنه «بت‌تراش و بت‌پرست» می‌شویم. هستی بی‌صورت، می‌تواند صورت‌های بی‌نهایت بپذیرد؛ طبیعت و جهان محسوس تنها یک صورت از بی‌نهایت صور ممکن است. همان‌طور که خود می‌گوید: «تو عاشق خندان‌لبی، من بی‌دهان خندیده‌ام.» خنده می‌تواند صورتی ظاهری و دهانی داشته باشد، یا روحی و باطنی باشد؛ هر دو خنده‌اند اما با دو صورت متفاوت.

نکات کلیدی

  • صورت‌ها، هرچند مادی و محسوس باشند، همیشه به پیامدهای بی‌صورت و غیرمادی منجر می‌شوند.
  • رابطهٔ صورت و بی‌صورت دوسویه است؛ صورت از بی‌صورت برمی‌آید و به بی‌صورت بازمی‌گردد.
  • مولانا طبیعت‌گرایی و ماتریالیسم را که فقط صورت‌ها را می‌بینند، رد می‌کند و آن را 'بت‌پرستی صورت‌ها' می‌نامد.
  • هدف اصلی این سیر، درک این حقیقت است که صورت‌ها خادم و بندهٔ بی‌صورت‌اند، نه رقیب یا منکر آن.
  • فهم کامل این جهان مستلزم عبور از ظاهر صورت‌ها و رسیدن به باطن بی‌صورت‌هاست.

Sources: d6-s83 · 27:45 d6-s83 · 33:26 d6-s83 · 40:34

به زبانِ تو — Oma kielesi · AI

Keskustelu — Kysy tästä säeparista – vastaukset Masnavista, jokainen säe viitattuna

Keskustelusi säilyy tällä laitteella, ellet jaa sitä.

Mitä lukijat kysyivät

Kysymyksiä ei ole vielä jaettu – omasi voisi olla ensimmäinen.