Lue Daftar 6 Tämän henkilön saapuminen Egyptiin ja hänen yöllinen ulosmenonsa kadulle yövartioinnin ja kerjäämisen vuoksi, ja hänen pidätyksensä vartijan toimesta, ja hänen toiveensa täyttyminen vartijan kautta monien lyöntien jälkeen, ja ”voi olla, että te inhoatte jotakin, mutta se on teille hyväksi”, ja hänen sanansa, Korkeimman Jumalan, ”Jumala antaa vaikeuksien jälkeen helpotuksen”, ja hänen sanansa, rauha hänelle, ”Vahvista tuskaasi, niin se helpottuu”, ja koko Koraani ja alaslasketut kirjat tämän vahvistamiseksi. Säepari 4255

M6:4255 — تا خلیفه گفت که ببرید دست / هر که شب گردد وگر خویشِ منست

تا خلیفه گفت که ببرید دستهر که شب گردد وگر خویشِ منست
✦ Renderöi tämä beyt kielellä Suomi

M6:4255

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — hänen nauhoitetuista Masnavi-luennoistaan

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تا خلیفه فرمان داد که دست ببرید هر آن کس که شب‌گرد شود، هرچند خویش من باشد. معنا: این بیت فرمان سختگیرانهٔ خلیفه را بیان می‌کند که هرکس را شب‌هنگام در شهر بیابند، حتی اگر از نزدیکان خود او باشد، دستش را باید ببرند. این نشان از اجرای عدالت قاطعانه و بی‌ملاحظه است.

شرح

در این بخش از داستان درویش گنج‌طلب و عسس بغداد، مولانا به روایتی کلیدی در باب عدالت می‌پردازد. این بیت، فرمان قاطع و بی‌ممَنّتِ خلیفه را بازگو می‌کند: «تا خلیفه گفت که ببرید دست / هر که شب گردد وگر خویش منست». این نه یک حکم سادهٔ حکومتی، که بیانی عمیق از یک اصل فلسفی و اخلاقی در باب حاکمیت است.

من این فرمان را تبلوری از عدالتی می‌دانم که هیچ استثنایی برنمی‌تابد. خلیفه، حتی در مورد خویشاوندان و نزدیکان خود نیز، حاضر به تخفیف در مجازات نیست. اینجاست که ما با آموزه‌ای فراتر از یک قانون بشری صرف روبرو می‌شویم؛ آموزه‌ای که مصالح عمومی را بر هر ملاحظهٔ شخصی و خویشاوندی ترجیح می‌دهد. این همان سخن حکیمانهٔ علی(ع) به مالک اشتر است که می‌فرماید: «خواص را بر عامه مردم ترجیح مده.» در حکومت‌داری حقیقی، رضایت و امنیت عامه باید بر هر چیز دیگری مقدم باشد، حتی اگر این امر به ناخشنودی خواص بینجامد.

مولانا برای تبیین این اصل، تمثیل «اصبع ملدوغ» را به کار می‌گیرد: انگشتی که گزیده شده و زهرآلود است. برای حفظ سلامت کل بدن، گاه ناگزیر باید آن انگشت را برید. این قیاس دقیقاً بر همین منطق استوار است که جزء، گاه باید فدای کل شود. اگر به خاطر رنج و ناراحتی یک فرد یا گروه خاص –که در اینجا می‌توان آن را به دزدان تشبیه کرد– از اجرای عدالت چشم بپوشیم، زهر فساد به کل جامعه سرایت می‌کند و امنیت عمومی به خطر می‌افتد. بنابراین، فرمان خلیفه برای قطع دست سارق، حتی اگر از نزدیکانش باشد، نشانه‌ای از درک عمیق این اصل است که حراست از سلامت پیکرهٔ اجتماع، بر سلامت و آسایش اجزای فاسد آن اولویت دارد.

این بینش، مولفهٔ مهمی در فلسفهٔ اجتماعی و سیاسی مولاناست؛ جایی که سلامت عمومی و استقرار نظم، اقتضا می‌کند که حاکم با قاطعیت عمل کند و هرگونه عاطفه یا ملاحظات شخصی را کنار بگذارد. چنین عدالتی، تلخ و بی‌رحمانه می‌نماید، اما در نهایت، شیرینی امنیت و سلامت اجتماعی را به ارمغان می‌آورد.

نکات کلیدی

  • عدالت خلیفه، قاطع و بی‌هیچ‌گونه ملاحظه‌ای برای خویشاوندان.
  • اهمیت بی‌طرفی در اجرای قانون و عدم تبعیض.
  • تقدیم مصلحت و امنیت عامه مردم بر منافع خاص افراد یا گروه‌ها.
  • اصل «فدا کردن جزء برای حفظ کل» در حکمرانی و سلامت اجتماع.

Sources: d6-s95 · 01:41:45 d6-s95 · 01:50:00 d6-s95 · 01:53:00

به زبانِ تو — Oma kielesi · AI

Keskustelu — Kysy tästä säeparista – vastaukset Masnavista, jokainen säe viitattuna

Keskustelusi säilyy tällä laitteella, ellet jaa sitä.

Mitä lukijat kysyivät

Kysymyksiä ei ole vielä jaettu – omasi voisi olla ensimmäinen.