Lue› Daftar 6› Tämän hadithin selitys, jossa Mustafa, rauha hänelle, sanoi: ”Kenen johtaja olen, sen Ali on johtaja.” Tämän jälkeen tekopyhät pilkkasivat: ”Eikö riittänyt, että osoitimme hänelle kuuliaisuutta ja palvelusta? Hän käskee meitä palvelemaan myös tahmeaa lasta”, ja niin edelleen.› Säepari 4547
M6:4547 — عکس آن اینجاست ذل من قنع / اندرین طورست عز من طمع
M6:4547
Merkitys · به زبانِ تو — Oma kielesi · AI
در عالم معنا و سلوک روحانی، برخلاف دنیای مادی، قناعت کردن به اندک باعث خواری و ذلت است، و طمع ورزیدن به مراتب بالاتر کمال، سبب عزت و سربلندی میشود.
مولانا در اینجا یک اصل مهم در عرفان را با قاعدهای دنیوی مقایسه میکند. در زندگی روزمره و اخلاق عمومی، «قناعت» فضیلتی بزرگ و «طمع» رذیلتی نکوهیده است. حدیث مشهور «القناعة کنز لا یفنی» (قناعت گنجی است پایانناپذیر) به همین معنا اشاره دارد. اما مولانا میگوید در «طور» یا وادی سلوک الی الله، این قاعده کاملاً برعکس عمل میکند.
در مسیر روحانی، سالک نباید به مقام و حالتی که در آن است، راضی و قانع شود. این قناعت به معنای توقف، تنبلی و در نهایت «ذلت» و دوری از مقصد است. برعکس، او باید همواره «طمع» به مراتب بالاتر، تجلیات بیشتر، و قُرب عمیقتر به حق داشته باشد. این «طمع مقدس» نیروی محرکهی رشد و تکامل معنوی است و برای سالک «عزت» و سرافرازی به ارمغان میآورد.
این بیت در ادامهٔ ابیات پیشین قرار دارد که از «شکر» و «زیادت» نعمت سخن میگفتند. قناعت در راه معنوی، نوعی ناشکری است، زیرا انسان استعداد و ظرفیت خود را برای دریافت فیض بیشتر الهی نادیده میگیرد. اما طمع به کمال، عین شکرگزاری است، زیرا سالک با تمام وجود خواهان دریافت بیشتر از دریای بیکران رحمت الهی است و خود را برای آن آماده میکند.
- ذل
- خواری، پستی، حقارت
- من قنع
- آن کس که قناعت کرد
- طور
- وادی، قلمرو، ساحت، مرحله
- عز
- عزت، ارجمندی، سربلندی
- من طمع
- آن کس که طمع ورزید
Keskustelu — Kysy tästä säeparista – vastaukset Masnavista, jokainen säe viitattuna
Keskustelusi säilyy tällä laitteella, ellet jaa sitä.
Mitä lukijat kysyivät0
Kysymyksiä ei ole vielä jaettu – omasi voisi olla ensimmäinen.