Divan-e Shams› Ghazal 1808› Beyt 8 ← edellinen · seuraava →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۱۸۰۸
- در قهر او صد مرحمت در بخل او صد مکرمت در جهل او صد معرفت در خامشی گویا چو ظن
G1808:8
Oma kielesi
Ei vielä käännöstä kielelläsi — se luodaan koko ghazalille kerralla:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Tämän säeparin selitys
Ei vielä kirjoitettu — tämän säeparin lähiluku ghazalinsa sisällä:
Koko ghazal ↗
- 1 با آنک از پیوستگی من عشق گشتم عشق من·بیگانه می باشم چنین با عشق از دست فتن
- 2 از غایت پیوستگی بیگانه باشد کس بلی·این مشکلات ار حل شود دشمن نماند در زمن
- 3 بحری است از ما دور نی ظاهر نه و مستور نی·هم دم زدن دستور نی هم کفر از او خامش شدن
- 4 گفتن از او تشبیه شد خاموشیت تعطیل شد·این درد بیدرمان بود فرج لنا یا ذا المنن
- 5 نقش جهان رنگ و بو هر دم مدد خواهد از او·هم بیخبر هم لقمه جو چون طفل بگشاده دهن
- 6 خفتهست و برجستهست دل در جوش پیوستهست دل·چون دیگ سربستهست دل در آتشش کرده وطن
- 7 ای داده خاموشانهای ما را تو از پیمانهای·هر لحظه نوافسانهای در خامشی شد نعره زن
- 8 در قهر او صد مرحمت در بخل او صد مکرمت·در جهل او صد معرفت در خامشی گویا چو ظن
- 9 الفاظ خاموشان تو بشنوده بیهوشان تو·خاموشم و جوشان تو مانند دریای عدن
- 10 لطفت خدایی می کند حاجت روایی می کند·وان کو جدایی می کند یا رب تو از بیخش بکن
- 11 ای خوشدلی و ناز ما ای اصل و ای آغاز ما·آخر چه داند راز ما عقل حسن یا بوالحسن
- 12 ای عشق تو بخریده ما وز غیر تو ببریده ما·ای جامهها بدریده ما بر چاک ما بخیه مزن
- 13 ای خون عقلم ریخته صبر از دلم بگریخته·ای جان من آمیخته با جان هر صورت شکن
- 14 آن جا که شد عاشق تلف مرغی نپرد آن طرف·ور مرده یابد زان علف بیخود بدراند کفن
ganjoor: sh1808 · public domain