Divan-e Shams› Ghazal 2816› Beyt 5 ← edellinen · seuraava →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۸۱۶
- کلهش بنهی وآنگه فکنی باز به سیلی چه کند بره مسکین چو کند شیر شبانی
G2816:5
Oma kielesi
Ei vielä käännöstä kielelläsi — se luodaan koko ghazalille kerralla:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Tämän säeparin selitys
Ei vielä kirjoitettu — tämän säeparin lähiluku ghazalinsa sisällä:
Koko ghazal ↗
- 1 که شکیبد ز تو ای جان که جگرگوشه جانی·چه تفکر کند از مکر و ز دستان که ندانی
- 2 نه درونی نه برونی که از این هر دو فزونی·نه ز شیری نه ز خونی نه از اینی نه از آنی
- 3 برود فکرت جادو نهدت دام به هر سو·تو همه دام و فنش را به یکی فن بدرانی
- 4 چه بود باطن کبکی که دل باز نداند·چه حبوب است زمین در که ز چرخ است نهانی
- 5 کلهش بنهی وآنگه فکنی باز به سیلی·چه کند بره مسکین چو کند شیر شبانی
- 6 کله و تاج سرم را پی سیلی تو باید·که مرا تاج توی وُ جز تو جمله گرانی
- 7 به کجا اسب دواند به کجا رخت کشاند·ز تو چون جان بجهاند که تو صد جان جهانی
- 8 به چه نقصان نگرندت به چه عیبی شکنندت·به کی مانند کنندت که به مخلوق نمانی
- 9 به ملاقات نشان ده ز خیالات امان ده·مکشش زود زمان ده که تو قسام زمانی
- 10 هله ای جان گشاده قدم صدق نهاده·همه از پای فتاده تو خوش و دست زنانی
- 11 شه و شاهین جلالی که چنین باپر و بالی·نه گمانی نه خیالی همه عینی و عیانی
- 12 چه بود طبع و رموزش به یکی شعله بسوزش·به یکی تیر بدوزش که بسی سخته کمانی
- 13 هله بر قوس بنه زه ز کمینگاه برون جه·برهان خویش از این ده که تو زان شهر کلانی
- 14 چو همه خانه دل را بگرفت آتش بالا·بود اظهار زبانه به از اظهار زبانی
ganjoor: sh2816 · public domain