Divan-e Shams Ghazal 629 Beyt 3 ← edellinen · seuraava →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۶۲۹

  1. عاشق چو منی باید کز مستی و بی‌خویشی با خلق نپیوندد با خویش نپردازد

G629:3

Oma kielesi

Ei vielä käännöstä kielelläsi — se luodaan koko ghazalille kerralla:

Tämän säeparin selitys

Ei vielä kirjoitettu — tämän säeparin lähiluku ghazalinsa sisällä:

Koko ghazal ↗

  1. 1 عاشق چو منی باید می‌سوزد و می‌سازد·ور نی مثل کودک تا کعب همی‌بازد
  2. 2 مه‌رو چو تویی باید ای ماه غلام تو·تا بر همه مه رویان می‌چربد و می‌نازد
  3. 3 عاشق چو منی باید کز مستی و بی‌خویشی·با خلق نپیوندد با خویش نپردازد
  4. 4 فارس چو تویی باید ای شاه سوار من·کز وهم و گمان زان سو می‌راند و می‌تازد
  5. 5 عشق آب حیات آمد برهاندت از مردن·ای شاه که او خود را در عشق دراندازد
  6. 6 چون شاخ زرست این جان می‌کش به خودش می‌دان·چندان که کشش بیند سوی تو همی‌یازد
  7. 7 باری دل و جان من مستست در آن معدن·هر روز چو نوعشقان فرهنگ نو آغازد
  8. 8 چون چنگ شوی از غم خم داده وانگه او·در بر کشدت شیرین بی‌واسطه بنوازد
  9. 9 آن آهوی مفتونش چون تازه شود خونش·آن شیر بدان آهو در میمنه بگرازد
  10. 10 شمس الحق تبریزی بر شمس فلک روزی·باشد که طراز نو شعشاع تو بطرازد

ganjoor: sh629 · public domain