Lue› Daftar 2› Osa 111 ← edellinen · seuraava →
بخش ۱۱۱ - شرح کردن شیخ سِرّ آن درخت با آن طالب مقلد
Šeikin selitys puun salaisuudesta tuolle matkivalle etsijälle
- M2:3668 بود شیخی عالمی قطبی کریماندر آن منزل که آیس شد ندیم
- M2:3669 گفت من نومید پیش او رومز آستان او به راه اندر شوم
- M2:3670 تا دعای او بود همراه منچونک نومیدم من از دلخواه من
- M2:3671 رفت پیش شیخ با چشم پر آباشک میبارید مانند سحاب
- M2:3672 گفت شیخا وقت رحم و رقتستناامیدم وقت لطف این ساعتست
- M2:3673 گفت واگو کز چه نومیدیستتچیست مطلوب تو رو با چیستت
- M2:3674 گفت شاهنشاه کردم اختیاراز برای جستن یک شاخسار
- M2:3675 که درختی هست نادر در جهاتمیوهٔ او مایهٔ آب حیات
- M2:3676 سالها جستم ندیدم یک نشانجز که طنز و تسخر این سرخوشان
- M2:3677 شیخ خندید و بگفتش ای سلیماین درخت علم باشد در علیم
- M2:3678 بس بلند و بس شگرف و بس بسیطآب حیوانی ز دریای محیط
- M2:3679 تو بصورت رفتهای ای بیخبرزان ز شاخ معنیی بی بار و بر
- M2:3680 گه درختش نام شد گه آفتابگاه بحرش نام گشت و گه سحاب
- M2:3681 آن یکی کش صد هزار آثار خاستکمترین آثار او عمر بقاست
- M2:3682 گرچه فردست او اثر دارد هزارآن یکی را نام شاید بیشمار
- M2:3683 آن یکی شخصی تو را باشد پدردر حق شخصی دگر باشد پسر
- M2:3684 در حق دیگر بود قهر و عدودر حق دیگر بود لطف و نکو
- M2:3685 صد هزاران نام و او یک آدمیصاحب هر وصفش از وصفی عمی
- M2:3686 هر که جوید نام گر صاحب ثقهستهمچو تو نومید و اندر تفرقهست
- M2:3687 تو چه بر چفسی برین نام درختتا بمانی تلخکام و شوربخت
- M2:3688 در گذر از نام و بنگر در صفاتتا صفاتت ره نماید سوی ذات
- M2:3689 اختلاف خلق از نام اوفتادچون به معنی رفت آرام اوفتاد