Lue Daftar 3 Osa 222 ← edellinen · seuraava →

بخش ۲۲۲ - جذب معشوق عاشق را من حیث لا یعمله العاشق و لا یرجوه و لا یخطر بباله و لا یظهر من ذلک الجذب اثر فی العاشق الا الخوف الممزوج بالیاس مع دوام الطلب

Rakkauden vetovoima rakastajaa kohtaan tavalla, jota rakastaja ei tiedä, toivo, tai edes ajattele, eikä tästä vetovoimasta näy rakastajassa muuta jälkeä kuin pelko sekoittuneena epätoivoon jatkuvan tavoittelun ohella

  1. M3:4600 آمدیم اینجا که در صدر جهانگر نبودی جذب آن عاشق نهان
  2. M3:4601 ناشکیبا کی بدی او از فراقکی دوان باز آمدی سوی وثاق
  3. M3:4602 میل معشوقان نهانست و ستیرمیل عاشق با دو صد طبل و نفیر
  4. M3:4603 یک حکایت هست اینجا ز اعتبارلیک عاجز شد بخاری ز انتظار
  5. M3:4604 ترک آن کردیم کو در جست و جوستتاکه پیش از مرگ بیند روی دوست
  6. M3:4605 تا رهد از مرگ تا یابد نجاتزانک دید دوستست آب حیات
  7. M3:4606 هر که دید او نباشد دفع مرگدوست نبود که نه میوه‌ستش نه برگ
  8. M3:4607 کار آن کارست ای مشتاق مستکاندر آن کار ار رسد مرگت خوشست
  9. M3:4608 شد نشان صدق ایمان ای جوانآنک آید خوش ترا مرگ اندر آن
  10. M3:4609 گر نشد ایمان تو ای جان چنیننیست کامل رو بجو اکمال دین
  11. M3:4610 هر که اندر کار تو شد مرگ‌دوستبر دل تو بی کراهت دوست اوست
  12. M3:4611 چون کراهت رفت آن خود مرگ نیستصورت مرگست و نقلان کردنیست
  13. M3:4612 چون کراهت رفت مردن نفع شدپس درست آید که مردن دفع شد
  14. M3:4613 دوست حقست و کسی کش گفت اوکه توی آن من و من آن تو
  15. M3:4614 گوش دار اکنون که عاشق می‌رسدبسته عشق او را به حبل من مسد
  16. M3:4615 چون بدید او چهرهٔ صدر جهانگوییا پریدش از تن مرغ جان
  17. M3:4616 همچو چوب خشک افتاد آن تنشسرد شد از فرق جان تا ناخنش
  18. M3:4617 هرچه کردند از بخور و از گلابنه بجنبید و نه آمد در خطاب
  19. M3:4618 شاه چون دید آن مزعفر روی اوپس فرود آمد ز مرکب سوی او
  20. M3:4619 گفت عاشق دوست می‌جوید بتفتچونک معشوق آمد آن عاشق برفت
  21. M3:4620 عاشق حقی و حق آنست کوچون بیاید نبود از تو تای مو
  22. M3:4621 صد چو تو فانیست پیش آن نظرعاشقی بر نفی خود خواجه مگر
  23. M3:4622 سایه‌ای و عاشقی بر آفتابشمس آید سایه لا گردد شتاب