Lire Livre 2 Un homme assoiffé jette une motte de terre du haut d'un mur dans un cours d'eau Verset 1193

M2:1193 — بر لب جو بوده دیواری بلند / بر سر دیوار تشنهٔ دردمند

بر لب جو بوده دیواری بلندبر سر دیوار تشنهٔ دردمند
✦ Rendre ce beyt en Français

M2:1193

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — tiré de ses conférences enregistrées sur le Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی

شرح

جلسهٔ 07 — [26:11:00] مثال پادشاه در خواب و گنج زیر دکان

و این تشنه خشت‌ها رو می‌کَند و در آب می‌افکند. آب به صدا دراومد. گفت برای چی این کار عبث رو می‌کنی؟ چرا خشت‌ها رو می‌کنی و در من، در جوی آب می‌افکنی؟ تشنه در جواب آب گفت دو تا فایده در این کار من هست. یکی اینکه وقتی خشت رو در آب می‌اندازم، صدای آب برمی‌خیزه و صدای آب هم در رفع تشنگی من مؤثره. من همون‌قدر که عاشق آبم، عاشق صدای آبم هستم. مثل کسی که عاشق یک معشوقی‌ست، عاشق همه چیزشه دیگه. هم صداش، هم رفتش، هم آمدنش، هم قهرش، هم آشتیش، همه چی. دوم هم اینکه گفت که خب بالاخره وقتی این می‌کَنم این خشت‌ها رو، دیوار کوتاه می‌شه دیگه. من خرده‌خرده به تو می‌رسم، به آب می‌رسم. و مولانا اینجا اشاره‌ش به همینه. می‌گه تا که این دیوار، یعنی دیوار وجود ما، همین صورت‌ها به تعبیر دیگه.

به زبانِ تو — Votre langue · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.