Lire Livre 6 Le départ des princes dans les royaumes de leur père après avoir fait leurs adieux au roi, et le roi répétant le testament au moment des adieux, jusqu'à la fin. Verset 3672

M6:3672 — کامشان پر زخم از قرع لگام / سمشان مجروح از تحویل گام

کامشان پر زخم از قرع لگامسمشان مجروح از تحویل گام
✦ Rendre ce beyt en Français

M6:3672

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — tiré de ses conférences enregistrées sur le Masnavi

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: سقف دهانشان از برخورد لگام پر از زخم است، و سم‌هایشان از گام برداشتن بسیار مجروح. معنا: این بیت وضعیت اسبانی را توصیف می‌کند که از علل ظاهری رنج می‌برند، بی‌خبر از آن سوار غیبی که آن‌ها را هدایت می‌کند.

شرح

مولانا در این بیت یک حکمت عمیق و بلیغ را با ما در میان می‌نهد. او در اینجا به تمثیل «اسب بی‌عذار» و «سوار غیبی» می‌پردازد، تمثیلی که نقدی‌ست بر نگرش طبیعت‌شناسانی که اسیر علل و اسباب طبیعی‌اند. آن طبیبان قصهٔ کنیزک بیمار، تنها به ظواهر و علائم مرئی بیماری توجه داشتند و از آن سوار اصلی که کل هستی را هدایت می‌کند، غافل بودند. این بیت، تصویری از اسبانی‌ست که کامشان از کوبیده شدن لگام زخم برداشته و سم‌هایشان از بس گام برداشته‌اند مجروح شده است. در نگاه اول، هر کس این رنج را به خود لگام و خود گام‌ها نسبت می‌دهد. اما مولانا، بلافاصله لایهٔ عمیق‌تری را آشکار می‌کند: این اسبان، غافل‌اند از اینکه بر پشتشان «رایض چستی» نشسته که «استادینه‌ما»ست. سرگردانی و حرکت آن‌ها از لگام نیست، بلکه «از تصریف سوار دوست‌کام» است. این سوار است که با ارادهٔ خود اسب را به این سو و آن سو می‌راند و لگام و گام تنها ابزارها یا مظاهر این تصریف الهی‌اند. جهان هستی، در این تمثیل، همان اسب بی‌افسار است. یک طبیعت‌شناس، که مولانا او را «بندهٔ سبب» می‌خواند، در کاوش علل طبیعی غرق می‌شود و هر رویدادی را به علت پیشین خودش نسبت می‌دهد. اما او از «مکر یزدان» – که اینجا به معنای تدبیر و حکمت الهی است – محتجب می‌ماند. این طبیعت‌شناس، اسب را می‌بیند، خوراکش می‌دهد، زخم‌هایش را مرهم می‌نهد، اما سوار را نمی‌بیند. او تنها «جنبنده» را مشاهده می‌کند، ولی «جنباننده» را از نظر دور می‌دارد. این همان بحث معرفت‌شناسانه است که ما دائماً چشم به پایین داریم و گرفتار این سقفیم و از فراتر از این سقف، از سوار عالم، غافلیم. این مسئله در سنت کلامی اشعری، که غزالی نیز نمایندهٔ برجستهٔ آن است، به شکل رادیکال‌تری مطرح شد: نفی علیت عرضی و اینکه هیچ موجودی فاعلیت بالذات ندارد و همه چیز از بالا می‌آید. مولانا نیز اینجا به نوعی بر همین نکته تاکید می‌کند که علل ظاهری، هرچند که مشاهده‌پذیرند و تأثیر دارند، اما تحت‌الشعاع ارادهٔ فاعلی بالذات قرار دارند. این تنها یک نکتهٔ کلامی نیست، بلکه یک نگاه عمیق وجودی‌ست: ما در رنج‌ها و در حرکات زندگی‌مان اغلب علت را در «لگام» و «گام» جستجو می‌کنیم، حال آنکه فرمانده اصلی و «سوار دوست‌کام» همیشه حاضر و ناظر است و جهان را به سوی مقصدی می‌راند که ما را از آن آگاهی نیست. لذا، این بیت دعوتی‌ست به دیدن دست پنهان تدبیر الهی در تمامی وقایع عالم.

نکات کلیدی

  • علل ظاهری و طبیعی، هرچند واقعی باشند، صرفاً ابزاری در دست ارادهٔ برتری هستند که جهان را هدایت می‌کند.
  • غفلت از «سوار غیبی» (خداوند)، انسان را در حلقهٔ بستهٔ اسباب ظاهری گرفتار می‌کند و از حکمت پنهان محروم می‌سازد.
  • جهان همانند اسبی است که توسط یک «رایض چست» (سوار ماهر) به سوی مقصدی نادیدنی رانده می‌شود؛ دردها و رنج‌های آن نیز از این تدبیر برتر سرچشمه می‌گیرد.
  • بینش سطحی، درد اسب را به لگام و گام نسبت می‌دهد؛ بینش عمیق، آن را در مسیر و فرمان سوار می‌بیند.
  • این بیت نقدی‌ست بر ذهنیت تقلیل‌گرا که از دیدن پیوند علل مادی به یک ارادهٔ متعالی‌تر باز می‌ماند.

Sources: d6-s81 · 42:58:00 d6-s81 · 45:20:00 d6-s81 · 49:10:00

به زبانِ تو — Votre langue · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.